تبلیغات
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف

وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف
نویسندگان
عکس
خائنین و مطرودین اسلام
اقتدار ایران و حامیان اسلام
نظر سنجی
طراحی جدید وبلاگ ...




لینک دوستان
لینک های مفید

ـ بشارت آیه الله العظمی بهجت : اشاره مستقیم و بشارت صریح آیه الله العظمی بهجت در جمعی در مورد نزدیکی ظهور امام زمان (عج) که فرمودند : “ تا کنون به جوانان بشارت می دادید که منتظر باشید ظهور مولایتان را خواهید دید اینک ( ظهور آنقدر نزدیک شده است که ) به سالخوردگان و پیران هم بشارت دهید که ظهور را خواهید دید . ” بسیاری از منتظران و شیفتگان ولی عصر (عج) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و برای آنها دلیلی محکم و برهانی قاطع در یقین به نزدیکی ظهور ایجاد کرده است .

ـ امیر عبدالله در عربستان : یکی دیگر از نشانه های ظهور قتل فرمانروای عربستان بنام عبدالله می باشد که در ماه ذی الحجه روی خواهد داد . امام صادق در این زمینه می فرماید : هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم … همچنین از آن حضرت روایت شده است که : زمانیکه مردم در سرزمین عربستان در حال وقوف می باشند سواری با شتر سبک سیر به آنجا وارد می شود و مرگ خلیفه را خبر می دهد و با مرگ او فرج آل محمد و گشایش کار تمام مردم فرا می رسد . بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰ و در شرایط کنونی بر آگاهان از شرایط سیاسی – اجتماعی پوشیده نیست که هر چند فرمانروای ظاهری عربستان ملک فهد است اما کسالت و بیماری و عدم توانایی او ولیعهدش یعنی امیر عبدالله را در عمل همه کاره عربستان قرار داده است و اکنون چندین سال است که از ملک فهد در عرصه سیاسی خبر چندانی نیست اما امیر عبدالله بعنوان فردی مطرح در جهان عرب و اسلام است .

سفیانی در آستانه کودتا : امام محمد باقر (ع) : سفیانی و حضرت قائم در یک سال قیام می کنند . ( بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۴۰) یکی از علامات حتمیه ظهور قیام فردی به نام سفیانی که همزمان با سید خراسانی در ماه رجب در سوریه کودتا نموده و چند کشور همسایه را فتح و سپس به سمت عراق پیشروی می نماید و لشگری برای دستگیری امام زمان (عج) به سوی مکه روانه می سازد که این لشگر در بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند و نابود می شوند و … تعدادی از بزرگان در سوریه سفیانی را دیده و ( با همان ) اوصافی که در روایات ذکر شده است او را شناخته اند که با برخی مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح دیدار به صورت مکتوب و نوار ویدئویی مستند و مکتوب موجود است ( کتاب آیا ظهور نزدیک است؟ و نوار ویدئویی در واحد فرهنگی گل یاس) و برخی دیدارها مانند دیدار امام موسی صدر و شهید چمران نقلی و غیر مستند می باشد . در دیدار استاد بهلول که حدودا ۱۰ سال پیش انجام گرفته است سفیانی با همان ظاهر کریه که در روایات ذکر شده و جزء فرماندهان ارتش سوریه و فردی جاه طلب و میانسال ذکر گردیده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگیری ها در منطقه خاور میانه و عراق و لبنان و فلسطین و تحت فشار بودن یهودیان غاصب هر لحظه برای کودتای سفیانی که به نفع صهیونیستها و علیه کشورهای مسلمان صورت می گیرد شرایط فراهم تر می گردد

ـ آغاز مرحله ای که در آن عراق کانون تحولات است : سرزمین عراق در عصر ظهور بر طبق روایات معتبر کانون تحولات بسیار مهمی است و منشا معبر و محل برخورد اکثر قیامهای دوران ظهور است . شیصبانی حاکم ستمگر عراق ( صدام ) در نزدیکی ظهور از این مکان جنگ را آغاز می کند . سفیانی بعد از کودتا در سوریه سرزمین عراق را فتح می کند . سید خراسانی بعد از قیام به سوی عراق حرکت می کند و امام زمان (عج ) نیز بعد از قیام در مکه به سمت عراق پیش می رود و سرانجام پس از پیروزی نهایی مرکز حکومت خود را در کوفه قرار می دهد . در شرایط فعلی نیز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظیم و مهم پیش می رود و آنگونه که از روایات ذکر شده است در حال تبدیل شدن به مرکز تحولات جهانی در عصر ظهور می باشد . امام علی در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور می فرماید : … قلعه ها را بگشایند عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند در چنین زمانی ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار کشید … حوادث جانکاه و کمرشکنی روی دهد شکافنده ها ( موشک ها ) بشکافند تیزپروازان( هواپیماها) به پرواز درآیند … عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند ( بشاره الاسلام ص۷۴) حضرت در اشاره به خروج سفیانی در نهج البلاغه می فرمایند: ۱٫ گویا او را می بینم که در شام فریاد برداشته و با پرچم هایش در حول و حوش کوفه می گردد و به اهل کوفه همچون شتر سرکش رو می آورد زمین را از سرهای بریده فرش می کند دهانش گشوده قدمش در زمین سنگین جولانش گسترده و هیبتش عظیم است. به خدا قسم شما را در این طرف و آن طرف زمین پراکنده می کند تا از شما جز به مانند باقی مانده سرمه در چشم باقی نماند این برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آید (نهج البلاغه خطبه ۱۳۸) در نامه امام زمان به شیخ مفید (ره ):…گروههایی منحرف از اسلام بر عراق تسلط یابند و با کردارهای زشت خود موجب کمبود ارزاق (محاصره اقتصادی) در عراق می شوند.سپس با هلاکت طاغوتی از طواغیت(صدام)این فاجعه بر طرف می شود… (بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۷۵) اوضاع فعلی عراق نشان می دهد که ما چقدر به ظهور نزدیک شده ایم

ـ فراگیر شدن فساد و فحشا و ظلم : یکی دیگر از نشانه هایی که برای ظهور در روایات ذکر گردیده است فراگیر شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انسانی می باشد که در روایات بعنوان علائم غیر حتمیه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسی(زنا، همجنسگرایی،برهنگی و …) فساد اقتصادی (ربا،رشوه،گرانفروشی و…) فساد حکومتی(وضعیت فعلی حکومت در تمام جهان) فساد اجتماعی ( فروپاشی بنیان خانواده ها ، اعتیاد و ناهنجاری های اجتماعی و …) در اوضاع کنونی دقیقا منطبق بر فرمایشات روایات و احادیث عصر ظهور می باشد . پوشش ۳۵۰ کانال فاسد ماهواره که اکثر آنها زشت ترین و فجیع ترین صحنه ها را به راحتی نمایش می دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثیر خود دارند و سایتهای مبتذل اینترنت و سی دی ها و فیلمهای مبتذل و فجیع که در سراسر جهان فراگیر شده اند ( حتی در ایران ) و …

و سایر نشانه ها به اجمال : به بن بست رسیدن تمام نظریه ها برای سعادت انسان ، رویکرد جهان به معنویت ، شدت یافتن بلاها ، فتنه ها و مشکلات ، پیش بینی ائمه اطهار در مورد شهر مقدس قم و وقوع انقلاب اسلامی و اتصال آن به انقلاب جهانی امام زمان(عج) ، شدت یافتن دو جریان حق و باطل، شدت یافتن انتظار در ادیان مختلف و فراگیر شدن نام و یاد مهدی (فراگیر شدن دعای ندبه در سراسر کشور و در هر کوی و برزن ، اقبال و روی آوردن عموم مردم علی الخصوص جوانان به اماکن متبرک به نام امام زمان (عج) خصوصا جمکران بعنوان پایگاه اصلی منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بین مردم ،افزایش قابل توجه رویکرد به مساله مهدویت و ظهور در بین مطبوعات ، صدا و سیما ، سخنرانی ها و … و اقبال به این مساله در حوزه و دانشگاه و در بین فرهیختگان و نخبگان) و ……….

التماس دعا –  سایت موعود

نقل قولی از آیت الله بهجت از زبان آیت الله ناصری پیرامون نزدیک بودن فرج امام زمان عج

از یکی از نزدیکان آقای بهجت سوالی پرسیدند مبنی بر اینکه آیا بشارت بسیار نزدیک بودن ظهور توسط آیت الله بهجت، نوعی وقت تعیین کردن است؟ و ایشان جواب دادند :

خیر، این حقیر خودم در محضر حضرت آیت الله بهجت رسیدم که بعد ازظهر یکی از روزهای تابستان بود و از ایشون سوال کردم که مطالبی رو از شما نقل می‌کنند، فرمودند چه مطالبی را؟ عرض کردم پیرامون بحث ظهور، فرمود چه نقل می‌کنند؟ (این را اولین باره دارم رسمی عرض می‌کنم).

گفتم نسبت به نزدیکی ظهور از شما مطالبی رو نقل می کنند فرمودند که ظهور بسیار نزدیکه مجددا تاکید فرمودند بسیار بسیار نزدیکه عرض کردم خیلی از علائم و وقایع رخ نداده، فرمودند که برای خداوند سبحان، خداوند متعال کاری ندارد که همه علائم و واقایع رو در یک شب جمع بکند و راه رو برای ظهور حجتش حجت حق فراهم آورد و هموار کند.

این به معنای تعیین زمان ظهور نبوده، اشاره به نزدیکی ظهور است و تعیین وقت نشده، آنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا .. الله اعلم

 




طبقه بندی: عکسها، نشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]

1. افزایش جنگها

2. گسترش خشكسالى

3. شیوع بیماریهاى مهلك

4. فراوانى زمین ‏لرزه

5. گسترش خشونت


6. ابلاغ مژده انجیل


7. افزایش مسافرتها


8. فزونى دانش


9. ظهور ضد مسیح


10. پیدایش نشانه جانور


11. ظهور ثانوى [مسیح]


ادامه مطلب

طبقه بندی: نشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور،
[ چهارشنبه 8 مهر 1388 ] [ 08:37 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]

1 - تسلط و سیطره كفار قبل از ظهور حضرت مهدى علیه السلام بر رود نیل در مصر
منادی الجرحى على القتلى ودفن الرجال ، وغلبة الهند على السند ، وغلبة القفص على السعیر ، وغلبة القبط على أطراف مصر ، وغلبة أندلس على أطراف أفریقیة . وغلبة الحبشة على الیمن . وغلبة الترك على خراسان . وغلبة الروم على الشام . وغلبة أهل أرمینیة . وصرخ الصارخ بالعراق : هتك الحجاب وافتضت العذراء ، وظهر علم اللعین الدجال . ثم ذكر خروج القائم علیه السلام "


2 - نجباء واشراف مصر از یاران حضرت مهدى علیه السلام

" الابدال بالشام ، والنجباء بمصر ، والعصائب بالعراق "

* از علی علیه السلام - ابدال وبزرگان واولیاء از شام ونجیبان ومحترمین از مصر وگروهها از عراق ( شاید مراد اصحاب حضرت مهدى علیه السلام باشد ) .


" یبایع القائم بین الركن والمقام ثلاثمائة ونیف ، عدة أهل بدر . فیهم النجباء من أهل مصر ، والابدال من أهل الشام ، والأخیار من أهل العراق . فیقیم ما شاء الله أن یقیم "

* ابو اسحاق النباء ، از جابر جعفى ، از امام باقر علیه السلام نقل كرده كه فرمود : با حضرت قائم ( علیه السلام ) در بین ركن ومقام سیصد وچند نفر ( سیصد وسیزده نفر ) به تعداد أهل بدر بیعت مى كنند كه بزرگان ونجباء مصر وابدال واولیائى از شام واخیار وپاكانى از عراق در میان آنها است ، وتا مقدارى كه خدا بخواهد در دنیا خواهند بود ( یا حكومت خواهند كرد ) .


3 - بیعت احزاب مصر با حضرت مهدى علیه السلام

" ترید الاكثار أم أجمل لك ؟ فقال : بل تجمل لی ، قال : إذا ركزت رایات قیس بمصر ، ورایات كندة بخراسان "

* حسن بن جهم مى گوید : از ابو الحسن ( ع ) درباره مسأله ( فرج ) سؤال كردم حضرت فرمود : آنرا بگونه اى مفصل برایت بیان كنم یا بطور خلاصه ، عرض كردم مىخواهم آنرا برایم خلاصه بیان فرمایى ، حضرت فرمود : ( فرج ) آن زمان است كه درفش هاى قیس در مصر و درفش هاى كنده در خراسان به حركت درآید .

" كأنی برایات من مصر مقبلات خضر مصبغات حتى تأتی الشامات فتهدى إلى ابن صاحب الوصیات "

* معمر بن خالد از ابى الحسن ( ع ) روایت كرده كه فرمود : گویى درفش هاى سبز رنگ آمیزى شده اى را مىبینم كه از مصر مىآیند تا به شامات مىرسند و از [ آنجا ] به سمت فرزند صاحب الوصیات هدایت مىشوند .


4 - خروج وقیام شخصى از مصر، به طرفدارى آل محمد علیهم السلام قبل از ظهور حضرت مهدى علیه السلام

" یخرج قبل السفیانی مصری ویمانی "

* فضل بن شاذان ، از ابن فضال ، از ابن بكیر ، از محمد بن مسلم ، بدون نسبت به امام باقر ( ع ) آمده است كه قبل از سفیانى ، مصرى و یمانى خروج خواهند كرد .


5 - دعوت حاكم مصر (اخنس ) دولت روم را براى حمایت خود

" سیكون رجل من بنی أمیة بمصر یلی سلطانا ثم یغلب على سلطانه أو ینزع ( منه ) ثم یفر إلى الروم فیأتی بالروم إلى أهل الاسلام ،
فذلك أول الملاحم "

* از ابوالنجم نقل است كه مى گوید : از اباذر شنیدم كه مىگفت از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیده كه آن حضرت فرمود : بزودى مردى از بنى امیه والى مصر مىشود ، آنگاه شكست مى خورد یا اینكه حكومت از او گرفته مى شود ، سپس بسوى روم مىگریزد ، واز آنجا بر ضد مسلمانان لشكر كشى مىكند وآن نخستین جنگ ودرگیرى است .

ملاحظة : قد یكون هذا الحدث وقع وانتهى ، ولكن قوله " فذلك أول الملاحم " ورد فی أحادیث أخرى بمعنى أحداث ظهور المهدی علیه السلام ، فیحتمل أن یكون من أحادیثه علیه السلام "


6 - فرود وورود سپاه روم به صحراى آفریق

" لیكونن لكم من عدوكم بهذه الرملة رملة إفریقیة یوم ، تقبل الروم فی ثمان مایة سفینة فیقاتلونكم على هذه الرملة ، ثم یهزمهم ( الله ) فتأخذون سفنهم فتركبوا بها إلى رومیة فإذا أتیتموها كبرتم ثلاث تكبیرات ، ویرتج الحصن من تكبیركم فینهار فی الثالثة قدر میل ، فتدخلونها فیرسل الله علیهم غمامة تغشاهم فلا تنهنهكم حتى تدخلوها ، فلا تنجلی تلك الغبرة حتى تكونوا على فرشهم "

* بكر بن سواده ، از دانشمندى حمیرى نقل كرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در آن حدیث آمده است : در این بیابان وریگزار آفریقا روزى بر دشمنان شما خواهد گذشت كه در آن روز روم با هشتصد كشتى در این ریگزار با شما خواهد جنگید ، سپس خداوند آنها را بدست شما شكست داده تا آنكه شما كشتى هاى آنها را گرفته و با همانها به خود روم حمله ور مىشوید ، هنگامیكه به آنجا مىرسید ، سه تكبیر گفته كه قلعه آنها بواسظهء تكبیر شما بلرزش در مى آید وبا تكبیر سوم تا یك مایل فرو مى ریزد ، آنوقت شما داخل آنجا شده ابرى آنها را در تاریكى فرو برده ولى مانع ورود شما به آنجا نمى گردد ، وقبل از آنكه گرد وغبار فرو نشیند شما خود را بر فرشهاى آنها ( داخل خانه هایشان ) احساس مى نمائید .


7 - خروج اهل مغرب وورود ایشان به مصر

" علامة المهدی إذا انساب علیكم الترك ، ومات خلیفتكم الذی یجمع الأموال ، ویستخلف بعده ضعیف فیخلع بعد سنتین من بیعته ، ویخسف بغربی مسجد دمشق ، وخروج ثلاثة نفر بالشام ، وخروج أهل المغرب إلى مصر ، وتلك أمارة السفیانی "

* ابن زریر ، از عمار یاسر ، نقل كرده و آنرا به پیامبر ( ص ) نسبت نداده است : علامت حضرت مهدى علیه السلام اینستكه ، ترك ها بر شما ( مسلمانان ) هجوم آورند ، و خلیفه وحاكم شما كه دارایى واموال را جمع مىكند ، از دنیا برود ، و پس از او شخص ضعیفى به خلافت مى رسد كه پس از دو سال از خلافت عزل مى گردد وزمانیكه قسمت غربى مسجد دمشق ، در زمین ( بواسطهء زلزله ) فرو رود وسه نفر در شام خروج نمایند وهنگامیكه اهل مغرب به مصر ، مهاجرت كنند ، این علامت خروج سفیانى مى باشد .

ملاحظة : " توجد روایات عدیدة عن الترك لم نوردها لأنها واضحة الانطباق على غزو الترك المغول لبلاد المسلمین وقد كانت معروفة عند المسلمین قبل حملة التتار فی القرن السابع الهجری ، وهی من معجزات النبی صلى الله علیه وآله . وهی وغیرها تدل على أن اسم الترك یطلق على كل شعوب شرق آسیا بمن فیهم الروس الفعلیین . أما الترك المسلمین مثل أتراك تركیا وإیران فلا تعنیهم الأحادیث الواردة عن تحرك الترك ضد المسلمین وضد الإمام المهدی علیه السلام ، لأنها تنص على أن أولئك كفار أعداء للمسلمین

 

پی نوشت :
* : ملاحم ابن طاووس : ص 58 ب 111 - عن روایة ابن حماد الأولى .
وفی : ص 61 ب 120 - عن روایة ابن حماد الثانیة ، وفیه " عبد الله بن رزین " .
* : الایقاظ من الهجعة : ص 357 ب 10 ح 102 - أوله عن روایة غیبة الطوسی الأولى .
* : البحار : ج 52 ص 207 ب 25 ح 45 - عن روایة غیبة الطوسی الثانیة .
وفی : ص 212 ب 25 ح 60 - عن روایة غیبة الطوسی الثانیة .
* : كشف النوری : ص 174 - عن روایة عقد الدرر الثانیة .
* : منتخب الأثر : ص 451 ف 6 ب 4 ح 18 - عن ملاحم ابن طاووس .
وفی : ص 451 ف 6 ب 4 ح 18 - عن غیبة الطوسی




طبقه بندی: نشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور،
[ شنبه 26 بهمن 1387 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ حمزه علینقی ]
بررسى نشانه هاى ظهور

 برگرفته از کتاب : چشم به راه مهدى 

مؤ لف : جمعى از نویسندگان مجله حوزه

مقدمه

اعتقاد به آمدن مصلح كل در آخرالزمان ، ریشه در دل تاریخ دارد و مخصوص به اسلام و تشیع نیست . كم و بیش . كم و بیش ، همه ادیان الهى ، صرف نظر از نوع جهان بینى و اختلافاتى كه در ویژگیهاى منجى موعود دارند، نوید آمدن وى را داده اند و براى او، نشانه هایى یاد كرده اند.
كلیت این مساءله ، آن قدر روشن است كه آیینهاى قدیمى : برهمائى ، بودایى و... انتظار ظهور منجى دارند و نشانه هایى را بر نزدیك بودن ظهور وى ، در كتابهاى خویش بیان كرده اند. با این حال ، هیچ كدام از این آیینها و مسلكها، تصویر روشنى از چگونگى قیام و آثار و نشانه هاى نزدیك شدن ظهور، ارائه نداده اند. (213)
در اسلام ، بویژه تشیع ، بر خلاف ادیان و مذاهب دیگر، از ظهور مهدى موعود(ع ) تفسیر روشنى ارائه شده و چگونگى قیام و رخدادهایى كه به عنوان نشانه نزدیكى ظهور رخ خواهد داد. به شرح بیان شده است .
اكنون این پرسشها مطرح است :
آیا براى پیدایش این انقلاب بزرگ ، كه همه جهان را فرا مى گیرد، نشانه اى وجود دارد؟
مردم از كجا و چگونه مهدى موعود را بشناسند و بر چه اساس و با چه وسیله اى مدعیان دروغین را از مهدى حقیقى باز شناسند؟ چه بسا افرادى به انگیزه هاى مادى و دست یافتن به حكومت و قدرت ، به دروغ به چنین ادعایى دست زنند، چنانكه در طول دوره هزار و چند صد ساله غیبت ، بارها چنین مدعیانى پیدا شده اند.
از این گذشته مردمى كه بى صبرانه در انتظار قائم (عج ) و نجات بشر از ظلم و ستم ، به سر مى برند، وظیفه دارند خود را براى یارى آن حضرت ، آماده سازند، از كجا بفهمند كه زمان موعود نزدیك شده و هنگام ظهور فرا رسیده است ؟
آیا این انقلاب بزرگ ، ناگهانى و بدون مقدمه خواهد بود، یا با حوادث و جریانهایى ، كم كم زمینه آن را فراهم مى گردد، براى آن كه مسلمانان پاسخ روشنى از این پرسشها داشته باشند و مهدى موعود را به درستى بشناسند، لازم بود: خصوصیات وى ، بستر زمانى ظهور، چگونگى قیام ، مخالفان ، یاران ، رخدادهایى كه پیش و یا در آستانه ظهور رخ مى دهد، میزان ارتباط آنها، موضع گیرى مردم در برابر آنها و... به درستى روشن گردد، تا مردم با بیدارى و هوشیارى كامل ، منتظر قیام مهدى (ع ) بمانند و یاران و دشمنان وى را به خوبى بشناسند و فریب مدعیان دروغین را نخورند.(214)
بر این اساس ، ما در این نوشتار نگاهى داریم به نشانه هاى ظهور مهدى (ع ) و بررسى میزان اعتبار و چگونگى تحقق آنها، ولى پیش از آن ، یادآورى چند نكته را لازم مى دانیم :


1. منظور از نشانه هاى ظهور


آن دسته از رخدادها، كه بر اساس پیش بینى معصومان (ع ) پیش و یا در آستانه ظهور حضرت مهدى (ع )، پدید خواهند آمد، نشانه هاى ظهورند. تحقق هر یك از این نشانه ها، نویدى از نزدیك تر شدن ظهور قائم است ، به گونه اى كه با تحقق مجموعه رخدادهاى پیشگویى شده و به دنبال آخرین نشانه ظهور، حضرت مهدى (ع ) قیام خواهد كرد.
پس پدیدار شدن یك و یا چند نشانه از مجموعه نشانه هاى ظهور، چیزى جز نزدیك تر شدن زمان ظهور را نمى رساند. البته بسیارى از حوادث و تحولاتى را كه امامان (ع ) وقوع آنها را در دوران غیبت كبرى پیش بینى كرده اند، یا شمارى از آنها به عنوان نشانه ظهور معرفى كرده اند، به وقوع پیوسته اند.
مثلا، در روایات ، از اختلاف در میان امت اسلام (215) ، انحراف بنى عباس و از هم گسستن حكومت آنان (216) ، جنگهاى صلیبى (217) ، فتح قسطنطنیه به دست مسلمانان (218) ، در آمدن پرچمهاى سیاه از ناحیه خراسان (219) ، خروج مغربى در مصر و تشكیل دولت فاطمیان (220) النهرین و عراق امروزى (221) ، وارد شدن رومیان در منطقه رمله و شام ، رها شدن كشورهاى عرب از قید استعمار، بالا آمدن آب دجله و سرازیر شدن آن به كوچه هاى كوفه ، (222) بسته شدن پل بر روى دجله ، بین بغداد و كرج ، اختلاف بى شرق و غرب و جنگ و خون ریزى فراوان (223) بین آنان و... (224) خبر داده شده كه ظاهرا همه ، یا بسیارى از آنها تا به كنون ، رخ داده اند. اما باید توجه داشت كه :
اولا، معلوم نیست كه مراد از این حوادث ، همان حوادثى باشد كه در روایات آمده است .
ثانیا، پیش بینى چنین امورى ، به معناى آن نیست كه اینها نشانه حتمى ظهورند، بلكه همه و یا بسیارى از آنها، صرفا، رخدادهایى هستند كه امامان (ع ) از وقوع آنها در آینده خبر داده اند.
ثالثا، بر فرض ، در روایات از برخى از اینها به عنوان نشانه ظهور یاد شده باشد، از كجا معلوم كه منظور ظهور حضرت مهدى (ع ) باشد؟


2. منظور از قائم


پیشگویى هاى معصومان (ع ) در مورد رخدادهاى دوران حكومتهاى بنى امیه و بنى عباس و چگونگى فروپاشى آنها و حركتهایى كه علیه آنها شكل مى گیرد و... گرچه ، گاه به عنوان نشانه هاى ظهور بیان شده ، ولى الزاما منظور از ظهور، ظهور حضرت مهدى (ع ) نیست ، بلكه نشانه ظهور فرج و گشایش در كار شیعه و زندگى آنان است ، چنانكه تعبیر ((قائم )) در همه جا، به معناى قیام حضرت مهدى (ع ) نیست ، بلكه در شرایط اختناق و دیكتاتورى خشن بنى امیه و بنى عباس و چیرگى افرادى كه از سر عناد بر اولاد پیامبر (ص )، از هیچ شكنجه اى كوتاهى نمى كردند، مجالى براى ائمه (ع ) و شیعیان آنان نبود كه به وظایف خویش ، در جهت احیاى اسلام و مسلمانان اقدام كنند. در این شرایط، ایجاد رخنه و اختلاف بین آنان و شكل گیرى حركتها علیه آنها و در نتیجه ضعف ، یا فرو پاشى آنان ، به منزله گشایشى بود كه براى شیعیان پیش مى آمد، تا براى مدتى ، گرچه اندك آسوده شوند و از فشارها و زندانها و تعقیبها در امان بمانند. امامان نیز، این فرصت را مى یافتند، با به سازماندهى شیعیان و احیاى فرهنگ و میراث اهل بیت بپردازند.
یادآورى : در دوران سیاه حاكمیت بنى امیه و بنى عباس ، ده ها قیام و انقلاب كوچك و بزرگ توسط شیعیان و طرفداران اهل بیت و بیشتر علویان ، علیه آنان ، به وقوع پیوست كه برخى از آنها، همچون قیام زید بن على به گونه اى مورد تاءیید امامان (ع ) واقع شد.
از روایات استفاده مى شود كه تعبیر ((قائمنا)) بر برخى از این قیامها و یا حركتهایى كه خود ائمه (ع ) زمینه آن را فراهم مى ساخته اند، اطلاق شده است و از پیش گویى این گونه حوادث ، به عنوان ((علامات فرج )) یاد شده است . (225)
بر این اساس ، منظور از ((قائم )) در بسیارى از این روایات ، ظاهرا، مهدى موعود(ع ) نیست ، بلكه مراد قیام كننده بحق است .
ثقه الاسلام كلینى در كافى ، بابى را گشوده با این عنوان : ((فى ان الائمة (ع ) كلهم قائمون باءمر الله ))(226) كه بیانگر آن است كه لفظ ((قائم )) مخصوص و منحصر به امام زمان (ع ) نیست .
امام صادق (ع ) در تفسیر آیه (( یوم ندعوا كل اناس ‍ بامامهم )) (227) مى فرماید:

(( امامهم الذى بین اظهرهم و هو قائم اهل زمانه (228) ))
پیشواى آنان كه در پیشاپیش آنان حركت مى كند، و او قیام كننده اهل زمان خود است .

یا مى فرماید:
)) كلنا قائم باءمر الله واحد بعد واحد، حتى یجیئى صاحب السیف ، فاذا جاء صاحب السیف جاء ماءمر غیر الذى كان . (229) ))
همه ما، یكى پس از دیگرى قیام كننده به حكم خداییم ، تا وقتى كه صاحب شمشیر بیاید. پس آن گاه كه صاحب شمشیر آمد، با حكمى غیر از آنچه بوده ، بیاید.

از تعبیرهاى ((هو قائم اهل زمانه ))، ((كلنا قائم باءمر الله )) و... در این روایات استفاده مى شود كه لفظ ((قائم )) لزوما ویژه حضرت مهدى (ع ) نیست و شامل هر قیام كننده اى مى شود، هر كس كه انقلاب كند و مردم را به قیام علیه ظلم و بیداد فرا خواند ((قائم )) است . (230)
از برخى روایات نیز استفاده مى شود كه بسیارى از امامان (ع ) خود در صدد قیام بوده اند و به تدارك مقدمات حركت و تهیه لوازم آن مى پرداخته اند.

امام صادق (ع ) به مؤ من طاق مى فرماید:
 ((فو الله لقد قرب هذا الاءمر ثلاث مرات ، فاءذعتموه ، فاءخره الله . (231) ))
به خدا سوگند! این امر (قیام ) سه مرتبه نزدیك بود آغاز گردد و شما آن را تباه ساختید. پس خداوند آن را به تاءخیر انداخت .

ظاهرا منظور از جمله ((هذا الاءمر))قیام علیه حاكمان بنى امیه و یا بنى عباس است كه شرایط آن فراهم مى شد، ولى سستى اصحاب و عدم رازدارى آنان و یا بروز مشكلات دیگر، سبب به تاءخیر افتادن آن شد.
یا امیرالمؤ منین (ع ) در خطبه اى حوادث و وقایع دوران بنى امیه و بنى عباس را بر شمرد و یاران خویش را از چیزهایى كه پس از وى ، تا هنگام ظهور قائم (ع ) واقع مى شوند، با خبر ساخت و آن گاه فرمود:

 ((اذا قام القائم بخراسان و غلب على اءرض كوفان (كرمان ) و الملتان و جاز جزیرة بنى كاوان ، و قام منا قائم بجیلان و اءجابته الابر و الدیلم ... ثم یقوم القائم الماءمول ...(232) ))
هنگامى كه قائم در خراسان قیام كند و بر سرزمین كوفه یا كرمان و ملتان (233) چیره شود و از منطقه جزیره بنى كاوان (234) نیز بگذرد و قیام كننده اى از ما در سرزمین گیلان قیام كند ساكنان سرزمینهاى ((ابر))(235) و ((دیلم )) دعوت وى را اجابت كنند... آن گاه قائم مورد امید و انتظار ما قیام خواهد كرد.

در این حدیث ، چند بار كلمه ((قائم )) به كار رفته و روشن است كه منظور از ((قائم بخراسان )) و ((قائم بجیلان )) مهدى موعود نیست ، چه آن كه برابر این روایت ، پس از قیام اینها، قائم اصلى ، حضرت مهدى (ع ) ظهور مى كند.
جالب این جاست كه از قیام كننده در منطقه گیلان ، كه احتمال مى رود اشاره به حركتهاى علویان و شیعیان در آن منطقه باشد، به عنوان : ((قام منا قائم )) یاد شده است .
بر این اساس ، گروهى از عالمان شیعه ، احتمال داده اند: چنگیز خان مغول كه از منطقه خراسان بزرگ خروج كرد و بخشهاى زیادى از سرزمینهاى تحت سیطره خوارزمشاهیان و بن عباس را به تصرف خویش در آورد(236) و نیز نواده وى ، هلاكوخان ، كه در سال 656. ه‍ ق بر مركز خلافت عباسیان هجوم برد و خلیفه عباسى مستعصم را كشت ، در بغداد قتل عام كرد و خلافت عباسیان را براى همیشه بر انداخت (237) همان فردى است كه در روایت از قیام وى در خراسان خبر داده شده .
یا شاه اسماعیل صفوى را، كه بنیان گذار سلسله صفویه است و در سال 908 ه‍ ق حكومت را به دست گرفت و به ترویج مذهب شیعه پرداخت ((قائم بجیلان )) دانسته اند. (238)
به باور اینان ، از آن جهت كه شاه صفوى در آن شرایط سخت حاكمیت حاكمان متعصب سنى مذهب و در روزگار غربت تشیع ، به حمایت از مذهب شیعه پرداخت و خود نیز از تبار علویان بود، به عنوان ((قائم منا)) ذكر شده است .
بنابراین بسیارى از حوادث كه در روایات از وقوع آن خبر داده شده ، به ویژه رخدادهاى دوران بنى امیه و بنى عباس ، در حقیقت نشانه هاى ((فرج )) در كار شیعیان و قیام امامان (ع ) و یا سرداران علوى و... است ، نه ظهور حضرت مهدى (ع )


3. نشانه هاى بر پایى قیامت


در منابع روایتى ، از برخى از نشانه هاى ظهور، به عنوان نشانه هاى بر پایى قیامت و ((اشراط الساعة ))یاد شده است : خروج دجال ، آشكار شدن خورشید در ناحیه مغرب ، نزول عیسى (ع ) از آسمان و... .
این ، روایات اهل سنت ، بیشتر به چشم مى خورد(239)
به نظر مى رسد روایاتى كه نشانه هاى ظهور را و روایاتى كه نشانه هاى بر پایى قیامت را بر مى شمارند، در هم آمیخته شده باشند و در برخى موارد جابجایى پیش آمده باشد.

پیامبر(ص ) مى فرماید:
(( عشر قبل الساعة لابد فیها، السفیانى ، والدجال و الدخان و الدابة ، و خروج القائم و طلوع الشمس من مغربها، و نزول عیسى (ع ) و خسف بالمشرق و خسف بجزیرة العرب و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس ‍ الى الحشر.(240) ))
ده چیز، پیش از برپایى قیامت ، به ناگزیر رخ خواهد داد: خروج سفیانى و دجال ، پیدا شدن دود و چهارپا، خروج قائم ، طلوع خورشید از مغرب و فرود آمدن حضرت عیسى (ع ) از آسمان و فرو رفتن (در زمین در ناحیه مشرق و فرو رفتن در منطقه جزیرة العرب و آتشى كه از انتهاى عدن بر مى خیزد و مردمان را به سوى صحراى محشر مى كشاند.

برابر این حدیث ، خروج سفیانى و دجال و طلوع خورشید از مغرب و فرود آمدن مسیح (ع ) از آسمان و... از نشانه هاى قیامت است و حال آن كه در روایات دیگر، آنها به روشنى از نشانه هاى ظهور معرفى شده اند. البته نشانه هایى ، همچون خروج دجال و سفیانى ، بیشتر در منابع عامه به عنوان علامت قیامت و در منابع شیعه ، به عنوان علامت ظهور قائم آمده است .
روشن است كه مشروط كردن بر پایى قیامت به پدیدار شدن این حوادث و قرار دادن نشانه ظهور از نشانه هاى بر پایى قیامت ، به مقصود ما ضررى نمى زند؛ زیرا همه این رخدادها، كه از وقوع آنها خبر داده شده ، چه به عنوان نشانه هاى ظهور و چه به عنوان نشانه هاى قیامت ، پیش از برپایى قیامت ، هر چند با فاصله زیاد، واقع خواهند شد، با این حساب ، آنچه در طول دوره غیبت كبرى ، واقع شود، به طور طبیعى ، پیش از برپایى قیامت ، واقع شده و در نتیجه ، از نشانه هاى قیامت است .(241)
بر این اساس ، همه نشانه هاى ظهور، به گونه اى ، نشانه هاى قیامت هم هستند، ولى همه نشانه هاى قیامت نشانه هاى ظهور نمى توانند باشند؛ زیرا ممكن است ، برخى از آنها پس از ظهور حضرت مهدى (ع ) واقع شوند.
برخى براى بازشناسى نشانه هاى ظهور از نشانه هاى قیامت ، با استناد به این كه دوره غیبت ، روزگار سختى و محنت است و پس از ظهور، برابر روایات قطعى ، جهان پر از عدل و داد مى شود و دوران رفاه و امنیت و عدالت فرا مى رسد و تا بر پایى قیامت ، ادامه مى یابد، قاعده ایى بیان كرده اند:
((قاعده كلى آن است كه حوادث مربوط به دوران فتنه و انحراف ناشى از امتحان الهى و خالص ساختن مردم و پیامدهاى آن ، مقدم بر ظهور است . بر این اساس ، هر روایتى كه نشان دهنده روزگار خوبى و عدالت و تاءمین رفاه و آسایش باشد، مربوط به دوران پس از ظهور و نشانه برپایى قیامت است و از نشانه هاى نزدیك شدن ظهور قائم (ع )، نمى تواند باشد(242) .))
از این روى برابر این قاعده ، بسیارى از رخدادها و نشانه ها كه در منابع روایى ، به ویژه منابع روایى اهل سنت و در كتابهاى ((ملاحم و فتن ))، تحت عنوان : ((اشراط الساعة )) بیان شده (243) و حاكى از وقوع جنگها، آشفتگیها، نابسامانیها و در هم ریخته شدنهاست ، مى باید پیش از ظهور مهدى (ع ) واقع شوند: زیرا آنها پیش از این كه علامت قیامت باشند، علامت ظهورند.


4.احتمال جعل و تحریف


حدیثهاى فراوانى در مورد نشانه هاى ظهور، در منابع روایى وجود دارد. اسناد این روایات ، بیشتر ضعیف و غیر قابل اعتمادند. از نظر دلالت نیز، هماهنگى و انسجام لازم را ندارند و پاره اى از آنها مصحف و مغلوط هستند.
به نظر مى رسد، اهمیت بسیار مساءله مهدویت از یك سو، و علاقه مندى شدید مسلمانان به آگاهى از چگونگى رخدادهاى آینده و پدیدار شدن نشانه هاى ظهور مهدى علیه السلام ، از سوى دیگر، سبب شده كه دشمنان و بدخواهان ، به ویژه حاكمان ستم ، وسوسه شوند كه در جهت برآوردن منافع سیاسى خویش ، تغییرهایى را در روایات به وجود آورند. به ویژه وجود این واقعیت كه اساسا، افراد عادى و معمولى ، در برابر امورى كه دور از حیطه قدرت آنان و به مظاهر غیبى و مربوط به سرنوشت آنان است ، هر چند ساختگى و دروغ هم باشند، جراءت و جسارت تفكر و مخالفت با آن را ندارند و جز تسلیم در برابر امورى كه به شكلى بر آنان مجهول است ، راهى براى خود نمى بینند(244) . برخى نیز براى موجه جلوه دادن كار خویش و این كه فعالیتها و ادعاهاى آنان پیش بینى شده ، دست به جعل و تحریف زده اند. مثلا در تاریخ به افرادى بر مى خوریم كه به همین انگیزه ، خود را سفیانى معرفى كرده اند، چنانكه على بن عبد الله بن خالد، در سال 159 ه‍ ق . ادعا كرد كه همان سفیانى موعود، اوست (245) و در سال 294 ه‍ ق نیز فرد دیگرى مدعى شد كه سفیانى است (246) و هر یك ، براى درست جلوه دادن ادعاى خویش ، دست به شورشهایى نیز زده اند.
از این روى ، گروهى از اهل نظر، روایات سفیانى را كه از نشانه هاى ظهور است ، مجعول دست خالدبن یزید دانسته و گفته اند: چون وى ، مى خواست زمینه را براى حكومت فرزندش فراهم كند و حكومت را كه به چنگ مروانیان افتاده بود، دوباره به خاندان معاویه باز گرداند، دست به جعل چنین روایاتى زد.
خالدبن یزید، از این كه مى دید به آسانى پیش از وى ، خلافت به دست بنى مروان افتاده است ، سخت آزرده خاطر بود، از این روى ادعاى سفیانى بودن فردى از تیره خویش را راهى به سوى دستیابى مجدد به قدرت و نیز موجب تسلى دل خویش و روحیه دادن به بنى سفیان مى دانست .
او، تصور مى كرد كه مردم ، چون خروج سفیانى را از نشانه هاى ظهور و امرى حتمى الوقوع ، مى دانند، ناگزیر در برابر ادعاى چنین امرى ، تسلیم مى گردند.
در منابع عامه ، روایتى است كه مى گوید:

((سفیانى ، از فرزندان خالدبن یزید است .(247) ))

به احتمال زیاد، این روایت ، توسط خود وى جعل شده ، تا مستمسكى براى طرح ادعاى نوه اش ، على بن عبدالله ، باشد.
ابوالفرج اصفهانى ، تصریح مى كند: خالدبن یزید، مردى عالم و شاعر بوده و درباره اش گفته شده : ((جاعل روایت سفیانى است .(248) ))
چنین ادعاهایى ، به خوبى نشان مى دهد كه تا چه حد مساءله سوء استفاده از نشانه هاى ظهور و جعل و تحریف آنها، مطرح بوده است .
نمونه دیگر، داستان كشتن ، نفس زكیه است . خاندان بنى عباس ، بویژه منصور و برادرش سفاح ، تلاش فراوان كردند تا از وجود محمد بن عبدالله ، معروف به نفس زكیه ، بهره بردارى سیاسى كنند و براى خویش ، در میان مردم موقعیت و قدرتى دست و پا كنند. در نظر منصور و برادرش ‍ سفاح ، دامن زدن به شایعه مهدویت وى ، و برابر كردن نشانه هاى ظهور بر وى ، تنها راه غلبه بر بنى امیه بود.
ابوالفرج اصفهانى روایتى به به نقل از ابوهریره آورده كه مى گوید:

((نامش (نام مهدى (عج )) محمد بن عبدالله است و در زبانش كندى و لكنت است .(249) ))

این روایت ، به احتمال زیاد بدان خاطر جعل شده كه محمد بن عبدالله ، یا همان نفس زكیه ، به كندى و دشوارى سخن مى گفته و نمى توانسته همه كلمات را خوب ادا كند.
وجود جمله ((اسم ابیه اسم ابى )) در برخى از كتابهاى عامه ، در ضمن روایت معروف (( یملاء الارض قسطا و عدلا ظلما و جورا(250) )) ، به این معنى كه نام پدر حضرت مهدى (ع )، ((عبدالله )) است ، به احتمال زیاد، از ترفندهاى حاكمان بنى عباس ‍ باشد كه در راستاى همان هدفهاى سیاسى جعل شده است .
زیرا نام پدر مهدى (ع ) به طور، قطع ((حسن )) است و در این ، هیچ ابهام و تردیدى نیست . با توجه به این كه در نقلهاى گوناگون عامه و خاصه ، جمله : ((و اسم ابیه اسم ابى ))، در روایت وجود ندارد.(251)
اینك ، با انبوهى از روایات صحیح و غیر صحیح در زمینه نشانه هاى ظهور، رو به روییم كه دست كم ، شمارى از آنها از آفت جعل و تحریف مصون نمانده است . متاءسفانه در میان حجم عظیمى از كتابهایى كه در مورد مهدویت و نشانه هاى ظهور تاءلیف شده اند(252) ، كتابهاى وجود دارد كه از سر جهل و دلسوزى و یا به عمد و از روى غرض ، به این امر دامن زده اند. سید جعفر مرتضى عاملى ، برخى از این كتابها را با نمودن برخى موارد تحریف آشكار در آنها، نشان داده است .(253)
البته برخى با گردآورى این روایات خواسته اند، كه اصل این روایات بمانند و نیز بنمایانند كه همگان ، در اصل ظهور مهدى (ع ) اتفاق دارند.
علامه مجلسى در ذیل روایت طولانى كه در مورد نشانه هاى ظهور آورده ، مى نویسد:

(( انما اوردت هذا الخبر مع كونه مصحفا مغلوطا و كون سنده منتهیا الى شرخلق الله عمر بن سعد لعنه الله ، لاءشتماله على الاخبار بالقائم (ع ) لیعلم تواطؤ المخالف و المؤ الف علیه صلوات الله .)) (254)

این روایت را، با آن كه متن آن تغییر یافته و اشتباه دارد و سند آن ، به بدترین خلق خدا عمر بن سعد لعنة الله علیه ، منتهى مى گردد، آوردم ؛ زیرا در برگیرنده اخبارى از حضرت مهدى (ع ) است ، تا آن كه اتفاق مخالف و موافق در مورد وى دانسته گردد.
همان گونه كه مرحوم مجلسى تصریح كرده ، در سلسله اسناد این روایات ، بیشتر روایانى قرار دارند كه ناشناخته ، ضعیف و دروغگو و جعل كننده اند و روایات آنان ، اعتبارى ندارد. افزون بر این ، بسیارى از نشانه ها در روایات مرسله بیان شده كه نمى تواند مستند قرار گیرد، با این حال ، در دسته اى از نشانه ها بویژه ، نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور، شمار روایات ، به قدرى زیاد است كه برخى ادعاى مستفیض و متواتر بودن آنها را كرده اند(255) . از این روى اصل وجود این دسته از نشانه ها اجمالا مسلم است ، هر چند جزئیات آنها جاى بحث و تاءمل دارد؛ زیرا گاه ، برخى از آنها و حتى برخى از نشانه ها، به گونه اى بیان شده اند كه با قواعد علمى ،ساز نمى آیند.
صاحب ((كشف الغمه )) پس از آن كه عبارت شیخ مفید را در مورد بر شمردن شمار زیادى از نشانه هاى ظهور آورده ، مى نویسد:

(( لا ریب ان هذه الحوادث فیها ما یحیله العقل و فیها یحیله المنجمون ، و لهذا اعتذر الشیخ المفید رحمه الله فى آخر ایراده لها، والذى اءراده انه اذا صحت طرقات نقلها و كانت منقولة عن النبى (ص ) و الاءمام (ع ) فحقها ان تتلقى بالقبول لاءنها معجزات و المعجزات خوارق للعادات كانشقاق القمر و انقلاب العصا ثعبانا و الله اعلم .)) (256)
تردیدى نیست كه در بین این نشانه ها، حوادثى وجود دارد كه عقلا محال مى نماید و یا از نظر منجمان تحقق آنها غیر ممكن است . از این روى ، شیخ مفید، در پایان سخن عذر آورده است .
اگر راههاى این روایات و اسناد آنها، صحیح باشد و از پیامبر و امام هم روایت شده باشند، حق مطلب آن است كه آنها را تلقى به قبول كنیم ، چون معجزه اند و معجزات خوارق العاده هستند، همچون شكافته شدن ماه (به دست پیامبر(ص ) و تبدیل عصا به اژدها(به دست حضرت موسى (ع ) و خدا بهتر مى داند.

ظاهرا منظور از عذر آوردن شیخ مفید، اشاره به این جمله وى باشد كه مى نویسد:
((خداوند به آنچه هست ، آگاه تر است و ما فقط بر اساس این كه در اصول روایى آمده است ، نشانه ها را ذكر كردیم . (257) ))
از عبارت شیخ مفید استفاده مى شود كه وى اطمینان به درستى همه این نشانه ها، نداشته ، از این روى با تاءكید بر این كه : ((ما فقط این روایات را آورده ایم و خدا بهتر مى داند)) در حقیقت خویش را از التزام به آن ، به دور داشته است .
صاحب ((كشف الغمه ))، با توجه به تزلزل شیخ مفید، مى گوید: باید اسناد این روایات مورد بررسى قرار گیرد، اگر مسلم شد از معصوم صادر شده و راویان آنها مورد اعتمادند، پذیرفته شود و آنهایى كه ظاهرا محال به نظر مى آید، حمل بر معجزه شوند.
بنابراین التزام به درستى همه این روایات مشكل است و در بررسى نشانه هاى ظهور، احتمال جعل و تحریف و دسیسه هاى دستهاى پنهان سیاست را نباید نادیده گرفت .
البته یادآورى این نكته نیز بایسته مى نماید كه وجود مواردى از جعل و تحریف ، در نشانه هاى ظهور و یا وجود مدعیان دروغین ، به عنوان نمونه نشانه ها، هیچ گاه دلیل این نمى شود كه همه روایات از اعتبار بیفتند و یا اصل همه نشانه ها زیرا سؤ ال برود. خیر، همان گونه كه اشاره كردیم ، دسته اى از این نشانه ها مسلم هستند و از آنها سخن خواهیم گفت .
همچنین وجود پاره اى اشكالات و ضعفها در نشانه هاى ظهور و احتمال تغییر و تحریف آنها از سوى دشمنان و یا ادعاهاى واهى برخى شیادان در مورد سفیانى و یا اصل مهدویت ، هیچ گاه به اصل مهدویت و اعتقاد به ظهور قائم (ع )، آسیبى نمى رساند، زیرا اعتقاد به مهدویت و ظهور حضرت مهدى (ع ) مورد اتفاق فریقین است و با تواتر ثابت شده و سخن علامه مجلسى كه بدان اشاره كردیم نیز، مؤ ید این مطلب است .


5. مشخص نبودن زمان ظهور


گرچه اصل ظهور و نشانه هاى نزدیك شدن آن ، از امور مسلم و قطعى است ، ولى بنا به مصالحى ، زمان ظهور، مشخص نشده است و هیچ كس ، جز خداوند از وقت دقیق آن آگاه نیست . بارها اصحاب از امامان (ع ) در مورد زمان خروج قائم (عج ) پرسیده اند، ولى آنان به صراحت از مشخص كردن آن نهى كرده اند و زمان ظهور را همچون علم به قیامت ، منحصر به خداوند دانسته اند.(258)

(( و اما وقت خروجه (ع ) فلیس بمعلوم لنا على وجه التفصیل ، بل هو مغیب عنا الى اءن یاءذن الله بالفرج . (259) ))
و اما زمان ظهور مهدى (ع )، به روشنى و به شرح براى ما مشخص نشده است ، بلكه او تا آن گاه كه خداوند اجازه خروج بدهد، از دیدگان ما پنهان است .

فضیل از امام باقر(ع ) پرسید كه آیا براى ظهور وقتى معین شده است ؟
امام (ع ) سه بار فرمود((كذب الوقاتون )) (260)
یا، كمیت از آن حضرت پرسید كه چه وقت حضرت مهدى (عج ) ظهور مى كند، امام (ع ) فرمود:

(( لقد سئل رسول الله (ص ) عن ذلك فقال انما مثله كمثل ساعة لاتاءتیكم الا بغتة (261) ))
از پیامبر(ص ) همین مطلب پرسیده شد. حضرت فرمود: مثل ظهور مهدى (ع )، همچون بر پایى قیامت است (كسى جز خدا از وقت آن آگاه نیست ) مهدى نمى آید مگر ناگهانى .

مقتضاى این احادیث و احادیث دیگر نظیر آنها (262) آن است كه به هیچ روى ، نمى توان وقتى براى ظهور مهدى (عج ) معین كرد. با توجه به این اصل مسلم ، نشانه هاى ظهور، تنها بیانگر نزدیك شدن زمان ظهورند و بیش از آن ، دلالتى ندارند. اگر روایتى باشد كه زمان ظهور را مشخص ‍ سازد، باید آن را توجیه كرد و یا به كنارى نهاد.
در برخى روایات ، به گونه سربسته و مجمل ، به زمان ظهور اشاره شده ، ولى بر فرض درستى آنها، ناسازگارى با قاعده فوق ندارند، زیرا در حقیقت آنها نیز وقتى معین نمى كنند، بلكه به گونه اى نشانه هاى ظهور را بیان مى كنند. مثلا در حدیثى آمده :

((مهدى (ع ) قیام نمى كند، مگر در سالهاى فرد: سال اول ، سوم ، پنجم ، هفتم و یا نهم ، و یا روز شنبه دهم محرم .))
 
یا:
((در 23 رمضان منادى ندا مى دهد و مردم را به سوى مهدى (ع ) فرا مى خواند(263) .))
در این روایات ،گرچه به گونه اى به زمان ظهور اشاره شده ، ولى با این حال ، به صورت جزمى و دقیق زمان ظهور مشخص نشده است . در حقیقت ویژگیهاى آن زمان ، بیان شده است نه وقت دقیق زمان ظهور، بنابراین ، روایات ، ناسازگارى با اصل قاعده مشخص نبوده زمان ظهور ندارد. البته در برخى روایات ، كه سند آنها معتبر نیست ، به زمان دقیق ظهور اشاره شده ، ولى علما، به آن اعتنا نكرده و یا آنها را توجیه كرده اند.
اكنون پس از یادآورى این امور، مى پردازیم به تبیین و بررسى نشانه هاى ظهور و آن را در چند محور پى مى گیریم

 

شمار نشانه هاى ظهور


در منابع دینى ، انبوهى از رخدادهاى طبیعى و غیر طبیعى و دگرگونیهاى سیاسى و اجتماعى ، به عنوان نشانه ظهور یاد شده اند. نعمانى ، شیخ صدوق (م :381 ه‍ ق .) شیخ مفید (413 ه‍ ق .)، شیخ طوسى (460 ه‍ ق .) و طبرسى (548 ه‍ ق .) از پیشینیان شیعه و بسیارى نیز از پسینیان و معاصران ، اخبار مربوط به نشانه هاى ظهور را در كتابهاى خود گرد آورده اند.(264)
شیخ مفید، در آغاز باب ((علامات قیام القائم ))، با اشاره به اخبار و آثارى كه در این مورد از معصومان (ع ) رسیده است ، بیش از پنجاه نشانه را یاد كرده (265) و علامه مجلسى در بحارالانوار، شمار بیشترى را بر شمرده است .(266)
علماى عامه نیز، از جمله : علاء الدین هندى ، ابن حجر، سیوطى و...نشانه هاى ظهور مهدى (ع ) را در كتابهاى خویش بر شمرده اند.(267)
روشن است كه درجه اعتبار و درستى همه این نشانه ها، یكسان نیست ، برخى در منابع معتبر آمده و از جهت سند و دلالت استوارند و برخى در كتابهاى عامه و منابع دست دوم یاد شده اند كه اعتبار زیادى ندارند. برخى از این نشانه ها، تنها نشانه ظهورند و برخى ، هم نشانه ظهورند و هم برپایى قیامت . برخى نشانه هاى كلى و محوریند و برخى ، بیانگر مسائل ریز و جزئى كه گاه ، همه آنها را مى توان در عنوان واحدى گرد آورد.(268)
بنابراین ، نمى توان مشخص كرد كه نشانه هاى ظهور چه مقدارند. به فرض ‍ كه مشخص هم باشد، اهمیتى ندارد. مهم این است كه فراوانى روایات ،به ما این مشخص هم باشد، اهمیتى ندارد. مهم این است كه فراوانى روایات ، به ما این اطمینان را مى دهند كه در آستانه ظهور مهدى موعود، حوادثى رخ خواهد داد.
شناخت موارد اصلى و مهم این حوادث ، به ویژه نشانه هاى حتمى و چگونگى تحقق و دلالت آنها بر ظهور و مسائل مربوط به آن ، چیزى است كه ما در این مقال در پى آن هستیم .
نعمانى ، در این باره مى نویسد:

(( هذه العلامات التى ذكرها الائمة (ع ) مع كثرتها و اتصال الروایات بها و تواترها و اتفاقها موجبة الا یظهر القائم الا بعد مجیئها و كونها اذا كانوا قد اخبروا اءن لا بد منها و هم الصادقون ... ثم حققوا كون العلامات الخمس التى اءعظم الدلائل و البراهین على ظهور الحق بعدها كما ابطلوا امر التوقیت ...(269) .))
این نشانه هایى كه امامان (ع ) فرموده اند، با توجه به شمار زیاد آنها و این كه سلسله اسناد این روایات ، به آنان مى رسد و نیز توجه به این كه روایات متواترند و مورد اتفاق ، سبب مى گردد كه ظهورى در كار نباشد، مگر پس ‍ از پدیدار شدن این نشانه ها؛ زیرا امامان (ع ) از مسلم بودن پدید آمدن آنها خبر داده اند و آنان راستگویند... سپس نشانه هاى پنجگانه را كه از بزرگ ترین نشانه ها بر آشكار شدن حق است ، مورد تاءكید قرار داده اند، چنانكه از مشخص ساختن زمان ظهور، نهى كرده اند.

در این سخن ، نعمانى به فراوانى نشانه هاى ظهور و روایاتى كه در این باب رسیده ، اشاره مى كند. و در مجموع با توجه به اسناد آنها به معصومان (ع ) تحقق آنها را پیش از ظهور مهدى (ع ) امرى مسلم مى داند و بر تواتر آنها و مورد اتفاق بودن اخبار نشانه هاى ظهور تاءكید مى ورزد.


انواع نشانه هاى ظهور


همانگونه كه پیش از این اشاره كردیم ، نشانه هاى ظهور گوناگون اند: كلى ، جزئى ، خاص ، مجمل و كنایى ، مقید و مشروط به تحقق شرایط دیگر، منفصل و متصل ، عادى و غیر عادى .
بر شمردن همه این اقسام ، نه چندان مفید است و نه لازم ؛ چه آن كه بسیارى از آنها، نشانه هاى قطعى ظهور نیستند. افزون ، بر این ، از نظر سند و محتوا اشكال دارند و درستى و نادرستى آنها، خیلى روشن نیست . از این روى ، ما، به چند نوع از اقسام نشانه هاى ظهور كه مهم ترین آنها، به ویژه نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور مى پردازیم . و در پایان به اشكالها و شبهه هایى كه به نشانه هاى ظهور و پیش گویى آنها در روایات شده است ، پاسخ خواهیم گفت .


1- نشانه هاى حتمى


در میان نشانه ها شمارى از آنها به روشنى به عنوان : ((علائم حتمى ظهور))، یاد شده اند. منظور از نشانه هاى حتمى در مقابل غیر حتمى ، ظاهرا آن است كه تحقق پدیدار شدن آنها، بدون هیچ قید و شرطى ، قطعى و الزامى خواهد بود، به گونه اى كه تا آنها واقع نگردند، حضرت مهدى (ع ) ظاهر نخواهد شد. اگر كسى پیش از واقع شدن نشانه هاى حتمى ، ادعاى ظهور مهدى (ع ) را بكند، ادعایى است نادرست .
در برابر اینها نشانه هاى غیر حتمى است ، یعنى مقید و مشروط به امورى هستند كه در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه ، پدید مى آیند. به عبارت دیگر، نشانه هاى غیر حتمى ، شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان (ع ) ظهور كند. امامان معصوم (ع ) به خاطر مصالحى ، از پدید آمدن آنها در دوره غیبت ، خبر داده اند.
گروهى ، نشانه هاى حتمى را نشانه هایى دانسته اند كه در آنها ((بداء)) حاصل نمى شود. بر خلاف نشانه هاى غیر حتمى كه ممكن است ((بداء)) حاصل شود و تغییر یابند و یا به كلى حذف شوند.
(( و لعل المراد بالمحتوم ما لا بد من و قوعه و لا یمكن ان یلحقه البداء.))
شاید منظور از حتمى آن باشد كه از پدید آمدن آن گریزى نیست و امكان ندارد كه ((بداء)) در مورد آن حاصل شود.
در روایتى ((محتوم )) در برابر ((موقوف )) به كار رفته است .(270)
امام باقر(ع ) در تفسیر آیه شریفه:
(( ثم قضى اءجلا و اءجل مسمى عنده (271) .))
 
مى فرماید:
(( انهما اءجلان ، اءجل محتوم و اءجل موقوف .
قال له حمران : مالمحتوم ؟
قال : الذى لا یكون غیره .
قال : و ما الموقوف ؟
قال : هو الذى لله فیه مشیة (272) ...))
آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف .
حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست ؟
فرمود: آن كه غیر از آن نمى بوده باشد؟
عرض كرد: موقوف چیست ؟
فرمود: آن (رخدادهایى است ) كه در آنها مشیتى از خداوند است . شاید پدید آیند و شاید نیایند).

از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون ، استفاده مى شود كه منظور از ((حتمى ))، یعنى قطعى و مسلم كه خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نكرده است .
البته باید توجه داشت كه حتمى و یا مسلم و قطعى بودن وقوع این نشانه ها، به این معنى نیست كه پدید نیامدن آنها محال است ، بلكه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها، پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده كند، قطعى خواهد بود.
براى روشن شدن این مطلب ، بایسته مى نماید شرح دهیم كه رخدادهایى كه از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:
1. برخى از امور مسلم ، به همان گونه كه خبر داده اند، پدید مى آیند و هیچ تغییرى در آنها داده نمى شود. این دسته از امور، حوادثى هستند كه شرایط اقتضاى آنها فراهم است و مانعى در كار نیست . چنین امورى را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلا بردارد، ولى چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم : ((عدالت )) ((حكمت )) و ((لطف )) خداوند ناسازگار است ، تغییر آنها از سوى خداوند، محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدى (ع ) كه امكان ندارد تغییر كند، یا اصلا برداشته شود، چنانكه خداوند، توان به انجام ظلم را دارد، ولى انجام آنها بر وى محال است .
2. دسته اى از رخدادها، مانند حالت نخست ، امورى حتمى و قطعى هستند، ولى تبدیل و برداشتن آنها ناسازگارى با حكمت و عدالت خداوند ندارد. این امور، هر چند از جهت این كه اسباب و شرایط ایجاد آنها، وجود دارد و باز دارنده اى هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت ، حتمى هستند، ولى هیچ اشكالى ندارد كه اراده خداوند آنها را تغییر دهد، یا آن را بردارد. نشانه هاى حتمى ظهور، از این گونه اند یعنى از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان ، پیش بینى شده با نبودن باز دارنده بر سر راه پدید آمدن آن ، تحقق آن قطعى و الزامى خواهد بود. با این حال ، امكان دارد به اراده خداوند تغییر كنند و یا محقق نشوند، پس ‍ حتمى بودن ، به معناى آن نیست كه محال است رخ ندهند.
3.دسته اى از رخدادها، آنهایى هستند كه پدید آمدن آنها، در صورتى كه بازدارنده اى پیش نیاید و یا مقتضیات آنها موجود باشد، واقع خواهند شد. شمار زیادى از نشانه هاى ظهور كه در روایات ، پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت ، پیش بینى شده است و به عنوان نشانه هاى غیر حتمى شمرده مى شوند، از این گونه اند؛ از این روى امكان دارد، پدید نیایند.
بنابراین ، مى توان نتیجه گرفت كه نشانه هاى حتمى ، از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها، پدید خواهند آمد. ولى محال نیست كه خداوند آنها را تغییر دهد.
از آن جا كه در روایات فراوانى ، امامان (ع )، بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تاءكید كرده اند، مى توان گفت كه اراده خداوند، بر پدید آمدن آنهاست . (273)
این نشانه هاى حتمى به چه مقدارند؟ در روایات اختلاف است . در شمارى از اخبار، نشانه هاى حتمى ظهور، پنج عدد شده اند.
عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق (ع ) شده اند.
عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق (ع ) شنیدم كه فرمود:

(( لا یخرج المهدى حتى تطلع مع الشمس آیة (274) .))

در این روایت ، گرچه تعبیر ((حتمى )) به كار نرفته ، ولى از سیاق آن پیداست كه تا چنین نشانه اى با خورشید ظاهر نشود، حضرت مهدى (عج ) ظهور نخواهد كرد.
در میان نشانه هایى كه بدانها اشاره كردیم ، حتمى بودن نشانه هاى پنجگانه : خروج سفیانى ، خروج یمانى ، صیحه آسمانى ، قتل نفس زكیه و خسف در بیداء روشن است ، زیرا از روایات فراوانى كه در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد، حتمى بودن آنها استفاده مى شود.
نعمانى مى نویسد:

(( ...ثم حققوا كون العلامات الخمس التى اعظم الدلائل و البراهین على ظهور الحق بعدها، كما بطلوا امر التوقیت .(275) ))
سپس نشانه هاى پنجگانه را كه بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشكار شدن حق است ، ثابت كرده اند همانگونه كه مساءله مشخص كردن زمان معین را براى ظهور، باطل كرده اند.

نعمانى ، در این سخن ، ضمن آن كه بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاكید مى ورزد، آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه هاى ظهور نیز مى داند.
ولى حتمى بودن سایر نشانه ها مورد اشكال است ؛ زیرا نشانه هایى همچون طلوع خورشید از مغرب ، نداء و اختلاف بین حاكمان بنى عباس ، از روایاتى مانند روایت ابى حمزه استفاده مى شوند كه مرسله است و نمى توان بر آن اعتماد كرد. افزون بر این ، چنانكه خواهیم گفت ، احتمال مى رود منظور از ((نداء))، همان صیحه آسمانى باشد كه از نشانه هاى پنجگانه بود و ((طلوع خورشید از مغرب )) نیز، گذشته از ضعف سند آن ، بر ظهور خود حضرت مهدى (ع ) تطبیق شده است . از آن جا كه این نشانه ها در برخى روایات در ردیف ((و خروج القائم من المحتوم )) آمده این احتمال وجود دارد كه از نشانه هاى حتمى بر پایى قیامت ، باشند نه نشانه هاى ظهور.
همچنین روایت ((ظاهر شدن دستى با خورشید)) اولا، زیادبن مروان (276) در سند روایت توثیق نشده ، ثانیا، در برخى از نسخه ها، به جاى ((كف یطلع من السماء))، ((كسف یطلع من السماء)) است ؛ از این روى ، احتمال دارد، مراد پدید آمدن كسوف باشد.(277)
((ظاهر شدن نشانه اى با خورشید))، كه به عنوان نشانه حتمى ذكر شده ، سخن معصوم (ع ) نیست ، سخن ابن عباس است .
غیر از این مواردى كه یاد كردیم ، موارد دیگرى نیز در كتابهاى روایى ، به عنوان نشانه هاى حتمى آمده ، ولى با توجه به اسناد ضعیف آنها، نمى توان به حتمى بودن آنها، بلكه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس ، شیخ مفید، اصل تقسیم نشانه ها به حتمى و غیر حتمى را امرى مسلم دانسته ، ولى بر این باور است كه حتمى بودن همه آنها روشن نیست .(278) بنابراین ظاهرا علائم حتمى ظهور همان پنج تا است كه در ادامه مقاله آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.


2- نشانه هاى متصل به ظهور


برابر روایات ، شمارى از علائم ظهور، متصل به ظهور خواهند بود، به گونه اى كه بین آنها و ظهور فاصله زیادى نباشد. البته این كه فاصله آن نشانه ها، تا ظهور چه مدت و یا چند روز است . به راستى روشن نیست . ولى قدر مسلم آن است كه فاصله زیاد نیست و احتمالا، مجموعه نشانه هاى متصل به ظهور، در همان سال ظهور، یا سال پیش از آن رخ مى دهند. از پدیدار شدن نخستین نشانه متصل ، تا ظهور مهدى نشانه ها همچون حلقه هاى زنجیر بدون فاصله پى در پى پدید مى آیند، چنانكه در روایتى ، محمد بن صامت از امام صادق (ع )، پس از آن كه برخى نشانه ها را امام (ع ) بیان كرده بود، پرسید: فدایت شوم مى ترسم این امر (تحقق نشانه هاى ظهور مهدى ) به طول انجامید؟
امام (ع ) فرمود:

(( لا، انما(هو) كنظام الخرز یتبع بعضه بعضا(279) .))
نه محققا، همچون مهره هاى تسبیح ، یكى پس از دیگر مى آید.

حتى در مورد برخى از نشانه هاى متصل به ظهور، مقدار فاصله آن با ظهور نیز، بیان شده است . امام باقر(ع ) درباره قتل نفس زكیه ، فرمود:

(( لیس بین قیام القائم (ع ) و قتل النفس الزكیة اكثر من خمس عشرة لیلة (280) .))
فاصله میان كشته شدن نفس زكیه و قیام قائم بیش از 15 شب نیست .

خروج سفیانى و یمانى نیز، برابر آنچه از روایات استفاده مى شود.(281) در یك محدوده زمانى در آستانه ظهور صورت مى گیرد و فاصله آن تا قیام قائم (ع )، از پانزده ماه ، بیشتر نخواهد بود.(282) در روایات ، فاصله یك سال ، 9ماه (283) و هشتم ماه هم گفته شده است .(284)
بر این اساس ، تردیدى نیست كه شمارى از نشانه هاى ظهور، كه بیشتر نشانه هاى حتمى نیز هستند، نزدیك ظهور و متصل به آن واقع مى شوند.
در برابر، نشانه هاى فراوانى وجود دارند كه از پیدایش آنها در عصر غیبت خبر داده شده ، ولى پیوستگى به ظهور معلوم نیست . چه بسا، با فاصله زیاد، از ظهور مهدى (ع ) واقع شوند. چنانكه شمارى از نشانه ها، همچون از هم گسستن بنى امیه و بنى عباس ، خروج ابومسلم خراسانى ، اختلاف بین مسلمانان و بین بنى عباس و اشغال منطقه جزیره ، توسط تركها و بسته شدن پل بر روى دجله و...بر فرض نشانه بودن آنها، سالها، بلكه قرنهاست كه از وقوع آنها مى گذرد.


3. نشانه هاى غیرعادى


تحقق نشانه هاى ظهور، همچون واقع شدن سایر پدیده ها، به روال طبیعى و عادى است ، ولى پیش گویى برخى از آنها، به گونه اى در اخبار بازتاب یافته ، كه به نظر میرسد، واقع شدن آنها به طور عادى ، غیر ممكن مى نماید و تحقق آنها، به صورت غیرطبیعى و در چهار چوب معجزه خواهد بود. مثلا، ((طلوع خورشید از مغرب ))، ((ظاهر شدن دست و یا نشانه اى با خورشید در آسمان )) ((صیحه آسمانى )) و...اگر همان معناى ظاهرى آنها مراد باشد، باید به گونه معجزه رخ دهند، زیرا پدیدار شدن چنین امورى ، عادتا ممكن نیست . البته شاید برخى از این نشانه ها معناى كنایى و رمزى داشته باشند و اشاره به رخدادهایى كه پیدایش آنها، عادتا، امكان دارد.(285) و برخى از آنها نشانه نباشند و در درستى آنها تردید باشد كه در جاى خود به آنها اشاره خواهیم كرد. با این حال ، بخشى از نشانه هاى ظهور و یا دست كم ، شمار اندكى از آنها، به گونه معجزه رخ خواهند داد.
اكنون ، باید دید آیا تحقق هر امرى غیر عادى ، مى تواند معجزه باشد؟
آیا هر حادثه اى كه ظاهرا ممكن نیست ، حتما معجزه است ؟ فرقى نمى كند بین نوع حوادث ؟
از باب نمونه ، از خروج دجال و صیحه آسمانى به گونه اى خبر داده شده كه در ظاهر تحقق آنها، ممكن نیست . آیا مى توان پدیدار شدن این گونه نشانه ها را معجزه دانست ؟
یا این كه فرق است بین حوادث مثبت و منفى و فرق است بین امورى كه در جهت باطل و تاءیید آن صورت مى گیرد و امورى كه براى اثبات حقانیت حق و اقامه حجت بر آن واقع مى شوند؟
معجزه چهار چوب خاصى دارد. تحقق هر امرى را صرفا غیر عادى باشد، نمى توان معجزه دانست ؛ زیرا معجزه ، با انگیزه هاى صحیح و الهى و در شرایط خاص صورت مى گیرد و بر این اساس ، تنها نشانه هایى كه در راستاى تقویت حق و تاءیید ظهور و قیام مهدى علیه السلام باشد و تحقق آنها به صورت عادى ممكن نباشد، معجزه خواهند بود، نه هر حادثه غیر عادى ، تا چه رسد به حوادثى كه سبب تقویت باطل شود.


قانون معجزه


معجزه قانون خاص خویش را دارد. تمام معجزه هایى كه به دست پیامبران الهى واقع شده اند، در محدوده همین قانون صورت پذیرفته اند. سنت الهى ، بر این جارى است كه حتما باید معجزه در مسیر اقامه برهان و تایید حق باشد و این ، در هر زمان و به دست هر فردى باشد فرق نمى كند، چه از ناحیه فردى كه نماینده حق است صورت گیرد و چه از جانب فردى كه طرفدار باطل ، بدین معنى كه به دست نماینده باطل ، معجزه اى رخ دهد، تا بطلان ادعا و دروغگویى را آشكار سازد. بر اساس ‍ این تحقق هر امرى و هر حادثه اى ، به صورت غیر عادى ، تنها وقتى معجزه است كه در مسیر اقامه دلیل براى حق و تاءیید آن باشد. البته این كه معجزه اى به دست نماینده باطل ، اتفاق افتد، بسیار كم است ، ولى در هر صورت اگر در مسیر حق و براى تقویت آن باشد، مانعى ندارد.
و آنچه خارج از این چارچوب باشد، معجزه نیست ، چه توسط فردى خوب و حامى حق واقع شود و چه توسط نماینده باطل و طاغوت ؛ زیرا صدور معجزه اى كه بخواهد به تقویت باطل و تشویق مسیر انحراف و خط شیطانى منجر شود، محال خواهد بود. خداوند حكیمى كه همه را به سوى حق مى خواند، محال است امرى را حادث كند كه سبب گمراهى و انحراف مردم از حق شود:
((هرگاه ظاهر روایتى ، حاكى از آن باشد كه نشانه ها به صورت معجزه روى خواهند داد، ناچاریم آنها را توجیه كنیم و در صورت امكان ، حمل بر معناى كنایى و رمزى آن كنیم ؛ زیرا این كار بهتر است ، از این كه تمام و یا قسمتى از این روایت را به دور افكنیم و تكذیب كنیم . از این گذشته ، اسلوب شمارى از این اخبار، به گونه اى است كه از آنها تحقق معجزه به گونه مستقیم فهمیده نمى شود، هر چند ظاهر آنها، بیانگر وقوع آن حوادث ، به گونه معجزه باشد و به ذهن شنونده ، در


طبقه بندی: نشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور،
[ جمعه 25 شهریور 1384 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
یاران مهدی