تبلیغات
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف

وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف
نویسندگان
عکس
خائنین و مطرودین اسلام
اقتدار ایران و حامیان اسلام
نظر سنجی
طراحی جدید وبلاگ ...




لینک دوستان
لینک های مفید

مام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال 195هجری در مدینه ولادت یافت . نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است . القاب دیگری مانند رضی و متقی نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است .

امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت .

مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت سعی کرد پسر امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد .



ازدواج امام

مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد .

دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت خود بود، چرا که تصور می کرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی می شود .

مأمون همچنین می خواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهدد.

و البته باید در نظر داشت امامان از آنجا که از آینده اطلاع دارند، هیچ کاری را بدون آگاهی انجام نمی دهند، امام جواد نیز بخوبی از دسیسه های مأمون آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد .

برای پذیرش این وصلت از سوی امام دلایلی ذکر شده است، از جمله اینکه: حفظ شیعیان از جمله دلایل امام محمدتقی(ع) برای این وصلت بوده است، امام با وجود آگاهی از حیله و نیرنگ مأمون به این وصلت رضایت می دهد تا شیعیان را از دسیسه های کینه توزانه مأمون حفظ کند .

امام اگرچه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیله های از پیش تعیین شده خود دست یابد.

دوران امامت

امام جواد (ع) در سال 203 هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.

هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال 202 هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت .

از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست .



سفر حج و شهادت

امام جواد (ع) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت مأمون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال 220 هجری قمری، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال به شهادت رسید.

امام نهم آخر ماه ذیقعده سال 220 هجری به سرای جاویدان شتافت . مزار مطهر وی در کاظمین است .




طبقه بندی: عمومی، عکسها،
[ دوشنبه 24 مهر 1391 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ حمزه علینقی ]

ماه ذی القعده را که در آن ولادت امام رضا(ع) و زیارت مخصوصه ایشان ذکر شده است، می توان ماه امام رضا(ع) نامید که بر زیارت آن حضرت از دور و نزدیک بسیار سفارش شده است.
مرحوم حاج شیخ عباس قمی در وقایع الایام و مفاتیح الجنان می نویسد : بدان که این ماه اول ماههای حرام است که حق تعالی در قرآن مجید ذکر فرموده (و آنها ذی القعده و ذی الحجه ، محرم و رجب است که در اسلام معظم و مکرم بوده اند) و سید ابن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاست در وقت شدت و در روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا (ص) روایت کرده که مجملش آن است که هر که آن را به جا آورد توبه اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال والدین او و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود. ( شرح این نماز پر فیض در مفاتیح الجنان آورده شده)


 
روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام سه روز متوالی که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد ثواب 900 سال عبادت برای او نوشته شود. اما مناسبت های مهم این ماه عبارتند از:
- 1 ذی القعده ولادت با سعادت حضرت معصومه (س)
- 5 ذی القعده بالا بردن دیوار خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع)
- 6 ذی القعده نامه نوشتن حضرت مسلم در کوفه برای امام حسین (ع)
- 11 ذی القعده ولادت با سعادت امام رضا (ع)
- 23 ذی القعده روز بسیار شریفی است، این روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سنت است.

علامه مجلسی می گوید: زیارت حضرت رضا(ع) در روزهای مقدس اسلامی افضل است؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد. مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووس استحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند و در پایان می نویسد: استحباب زیارت آن حضرت در ماه رجب گذشت (بحار الانوار جلد 99 صفحات 43 و 44) . مرحوم محدث قمی روز 25 ذی القعده را نیز به این موارد ضمیمه کرده است.

توصیه آیت الله بهجت برای زیارت امام رضا (ع)

زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا(ع) اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید: « أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ » به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت(ع) به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهدا (ع) گریه است، اگر اشک آمد امام حسین(ع) اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا (ع) از زیارت امام حسین(ع) بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین(ع) می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی‌عشری به زیارت حضرت امام رضا (ع) می‌آیند.




طبقه بندی: عمومی،
[ چهارشنبه 19 مهر 1391 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]

ـ بشارت آیه الله العظمی بهجت : اشاره مستقیم و بشارت صریح آیه الله العظمی بهجت در جمعی در مورد نزدیکی ظهور امام زمان (عج) که فرمودند : “ تا کنون به جوانان بشارت می دادید که منتظر باشید ظهور مولایتان را خواهید دید اینک ( ظهور آنقدر نزدیک شده است که ) به سالخوردگان و پیران هم بشارت دهید که ظهور را خواهید دید . ” بسیاری از منتظران و شیفتگان ولی عصر (عج) را سرشار از شور و شوق ظهور نموده است و برای آنها دلیلی محکم و برهانی قاطع در یقین به نزدیکی ظهور ایجاد کرده است .

ـ امیر عبدالله در عربستان : یکی دیگر از نشانه های ظهور قتل فرمانروای عربستان بنام عبدالله می باشد که در ماه ذی الحجه روی خواهد داد . امام صادق در این زمینه می فرماید : هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند من ظهور قائم را برای او تضمین می کنم … همچنین از آن حضرت روایت شده است که : زمانیکه مردم در سرزمین عربستان در حال وقوف می باشند سواری با شتر سبک سیر به آنجا وارد می شود و مرگ خلیفه را خبر می دهد و با مرگ او فرج آل محمد و گشایش کار تمام مردم فرا می رسد . بحار ۵۲ ص ۲۱۰ و ۲۴۰ و در شرایط کنونی بر آگاهان از شرایط سیاسی – اجتماعی پوشیده نیست که هر چند فرمانروای ظاهری عربستان ملک فهد است اما کسالت و بیماری و عدم توانایی او ولیعهدش یعنی امیر عبدالله را در عمل همه کاره عربستان قرار داده است و اکنون چندین سال است که از ملک فهد در عرصه سیاسی خبر چندانی نیست اما امیر عبدالله بعنوان فردی مطرح در جهان عرب و اسلام است .

سفیانی در آستانه کودتا : امام محمد باقر (ع) : سفیانی و حضرت قائم در یک سال قیام می کنند . ( بحارالانوار ج ۵۲ ص ۲۴۰) یکی از علامات حتمیه ظهور قیام فردی به نام سفیانی که همزمان با سید خراسانی در ماه رجب در سوریه کودتا نموده و چند کشور همسایه را فتح و سپس به سمت عراق پیشروی می نماید و لشگری برای دستگیری امام زمان (عج) به سوی مکه روانه می سازد که این لشگر در بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند و نابود می شوند و … تعدادی از بزرگان در سوریه سفیانی را دیده و ( با همان ) اوصافی که در روایات ذکر شده است او را شناخته اند که با برخی مانند عالم فاضل و متعبد استاد بهلول مصاحبه شده و شرح دیدار به صورت مکتوب و نوار ویدئویی مستند و مکتوب موجود است ( کتاب آیا ظهور نزدیک است؟ و نوار ویدئویی در واحد فرهنگی گل یاس) و برخی دیدارها مانند دیدار امام موسی صدر و شهید چمران نقلی و غیر مستند می باشد . در دیدار استاد بهلول که حدودا ۱۰ سال پیش انجام گرفته است سفیانی با همان ظاهر کریه که در روایات ذکر شده و جزء فرماندهان ارتش سوریه و فردی جاه طلب و میانسال ذکر گردیده است … با شدت گرفتن فتنه ها و درگیری ها در منطقه خاور میانه و عراق و لبنان و فلسطین و تحت فشار بودن یهودیان غاصب هر لحظه برای کودتای سفیانی که به نفع صهیونیستها و علیه کشورهای مسلمان صورت می گیرد شرایط فراهم تر می گردد

ـ آغاز مرحله ای که در آن عراق کانون تحولات است : سرزمین عراق در عصر ظهور بر طبق روایات معتبر کانون تحولات بسیار مهمی است و منشا معبر و محل برخورد اکثر قیامهای دوران ظهور است . شیصبانی حاکم ستمگر عراق ( صدام ) در نزدیکی ظهور از این مکان جنگ را آغاز می کند . سفیانی بعد از کودتا در سوریه سرزمین عراق را فتح می کند . سید خراسانی بعد از قیام به سوی عراق حرکت می کند و امام زمان (عج ) نیز بعد از قیام در مکه به سمت عراق پیش می رود و سرانجام پس از پیروزی نهایی مرکز حکومت خود را در کوفه قرار می دهد . در شرایط فعلی نیز لحظه به لحظه عراق به سمت تحولات عظیم و مهم پیش می رود و آنگونه که از روایات ذکر شده است در حال تبدیل شدن به مرکز تحولات جهانی در عصر ظهور می باشد . امام علی در مورد تحولات و فتح عراق در زمان ظهور می فرماید : … قلعه ها را بگشایند عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند در چنین زمانی ظهور صاحب الزمان (عج) را انتظار کشید … حوادث جانکاه و کمرشکنی روی دهد شکافنده ها ( موشک ها ) بشکافند تیزپروازان( هواپیماها) به پرواز درآیند … عراق را فتح کنند هر اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند ( بشاره الاسلام ص۷۴) حضرت در اشاره به خروج سفیانی در نهج البلاغه می فرمایند: ۱٫ گویا او را می بینم که در شام فریاد برداشته و با پرچم هایش در حول و حوش کوفه می گردد و به اهل کوفه همچون شتر سرکش رو می آورد زمین را از سرهای بریده فرش می کند دهانش گشوده قدمش در زمین سنگین جولانش گسترده و هیبتش عظیم است. به خدا قسم شما را در این طرف و آن طرف زمین پراکنده می کند تا از شما جز به مانند باقی مانده سرمه در چشم باقی نماند این برنامه ادامه دارد تا عرب بر سر عقل آید (نهج البلاغه خطبه ۱۳۸) در نامه امام زمان به شیخ مفید (ره ):…گروههایی منحرف از اسلام بر عراق تسلط یابند و با کردارهای زشت خود موجب کمبود ارزاق (محاصره اقتصادی) در عراق می شوند.سپس با هلاکت طاغوتی از طواغیت(صدام)این فاجعه بر طرف می شود… (بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۷۵) اوضاع فعلی عراق نشان می دهد که ما چقدر به ظهور نزدیک شده ایم

ـ فراگیر شدن فساد و فحشا و ظلم : یکی دیگر از نشانه هایی که برای ظهور در روایات ذکر گردیده است فراگیر شدن انواع فساد و فحشا در جوامع انسانی می باشد که در روایات بعنوان علائم غیر حتمیه وارد شده است . رواج انواع فساد جنسی(زنا، همجنسگرایی،برهنگی و …) فساد اقتصادی (ربا،رشوه،گرانفروشی و…) فساد حکومتی(وضعیت فعلی حکومت در تمام جهان) فساد اجتماعی ( فروپاشی بنیان خانواده ها ، اعتیاد و ناهنجاری های اجتماعی و …) در اوضاع کنونی دقیقا منطبق بر فرمایشات روایات و احادیث عصر ظهور می باشد . پوشش ۳۵۰ کانال فاسد ماهواره که اکثر آنها زشت ترین و فجیع ترین صحنه ها را به راحتی نمایش می دهند و تمام اقشار بخصوص جوانان و نوجوانان را در سراسر جهان تحت تاثیر خود دارند و سایتهای مبتذل اینترنت و سی دی ها و فیلمهای مبتذل و فجیع که در سراسر جهان فراگیر شده اند ( حتی در ایران ) و …

و سایر نشانه ها به اجمال : به بن بست رسیدن تمام نظریه ها برای سعادت انسان ، رویکرد جهان به معنویت ، شدت یافتن بلاها ، فتنه ها و مشکلات ، پیش بینی ائمه اطهار در مورد شهر مقدس قم و وقوع انقلاب اسلامی و اتصال آن به انقلاب جهانی امام زمان(عج) ، شدت یافتن دو جریان حق و باطل، شدت یافتن انتظار در ادیان مختلف و فراگیر شدن نام و یاد مهدی (فراگیر شدن دعای ندبه در سراسر کشور و در هر کوی و برزن ، اقبال و روی آوردن عموم مردم علی الخصوص جوانان به اماکن متبرک به نام امام زمان (عج) خصوصا جمکران بعنوان پایگاه اصلی منتظران و عاشقان ، بحث روز شدن مساله ظهور و امام زمان (عج) در بین مردم ،افزایش قابل توجه رویکرد به مساله مهدویت و ظهور در بین مطبوعات ، صدا و سیما ، سخنرانی ها و … و اقبال به این مساله در حوزه و دانشگاه و در بین فرهیختگان و نخبگان) و ……….

التماس دعا –  سایت موعود

نقل قولی از آیت الله بهجت از زبان آیت الله ناصری پیرامون نزدیک بودن فرج امام زمان عج

از یکی از نزدیکان آقای بهجت سوالی پرسیدند مبنی بر اینکه آیا بشارت بسیار نزدیک بودن ظهور توسط آیت الله بهجت، نوعی وقت تعیین کردن است؟ و ایشان جواب دادند :

خیر، این حقیر خودم در محضر حضرت آیت الله بهجت رسیدم که بعد ازظهر یکی از روزهای تابستان بود و از ایشون سوال کردم که مطالبی رو از شما نقل می‌کنند، فرمودند چه مطالبی را؟ عرض کردم پیرامون بحث ظهور، فرمود چه نقل می‌کنند؟ (این را اولین باره دارم رسمی عرض می‌کنم).

گفتم نسبت به نزدیکی ظهور از شما مطالبی رو نقل می کنند فرمودند که ظهور بسیار نزدیکه مجددا تاکید فرمودند بسیار بسیار نزدیکه عرض کردم خیلی از علائم و وقایع رخ نداده، فرمودند که برای خداوند سبحان، خداوند متعال کاری ندارد که همه علائم و واقایع رو در یک شب جمع بکند و راه رو برای ظهور حجتش حجت حق فراهم آورد و هموار کند.

این به معنای تعیین زمان ظهور نبوده، اشاره به نزدیکی ظهور است و تعیین وقت نشده، آنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا .. الله اعلم

 




طبقه بندی: عکسها، نشانه های حتمی وغیر حتمی ظهور،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]

بدون شرح!!!




[ یکشنبه 9 مهر 1391 ] [ 10:19 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]

 

 10 توصیه زیبای آیت الله بهجت برای زیارت امام رضا!

آیت الله العظمی بهجت میفرمود: لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت میدانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیهالسلام به کسی فرمودند: از بعضی گریه ها ناراحت هستم!

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیهالسلام اذن دخول میطلبید و میگویید:
«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیهالسلام از زیارت امام حسین علیهالسلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیهالسلام میروند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیهالسلام میآیند.
2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیهالسلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیهالسلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیهالسلام اذن دخول دادهاند و وارد شوید.
3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.
4- بسیاری از حضرت رضا علیهالسلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول میگرفت و به حرم میبرد. چیزهای عجیبی را میدید.
5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غدهای داشت و میبایستی مورد عمل جراحی قرار میگرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب میشود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.
6- همه زیارتنامهها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیهالسلام بشمرید. حضرت علیهالسلام میدانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیهالسلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریهها ناراحت هستم!»
7- یکی از بزرگان میگوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخواندهام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان میخوانند که گویی شاهنامه میخوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کردهام.
حضرت آیتالله العظمی بروجردی رحمةالله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیهالسلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیهالسلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیهالسلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیهالسلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!
8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیهالسلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه میباشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر میفرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.
9- در همین حرم حضرت رضا علیهالسلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیهالسلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیهالسلام را زیارت کردند.
روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیهالسلام را زیارت کردند. زیارتنامه میخواندند. همین زیارتنامه معمولی را میخواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیهالسلام وفات کرده است؟
10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که میدانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمیدانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع:توصیه های حضرت آیت الله العظمی محمدتقی بهجت(ره) از کتاب «برگی از دفتر آفتاب»


احادیث زیبا از امام رضا(ع)

طبقه بندی: عمومی، عکسها، احادیث،
[ پنجشنبه 6 مهر 1391 ] [ 07:25 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]

توهین به شخصیت والا پیامبر، رسول گرامی اسلام (ص) به همان اندازه که تهیه کنندگان، کارگردان و حامیان فیلم موهن را منفور جهانیان کرد، شرکت آمریکایی "گوگل" را نیز به همان میزان بدنام نمود.

این غول اینترنتی اولین بار نیست که دردسرساز می شود؛ از حذف نام "خلیج همیشه فارس" از گوگل مپ، و تحریم کاربران ایرانی گرفته تا تزئین لوگوی گوگل با نماد صهیونیسم، و جاسوسی برای شبکه های اطلاعاتی صهیونیستی–آمریکایی.

در پی پخش فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر اعظم (ص) در یوتیوب که سرویسی از خدمات گوگل محسوب می شود، جهان اسلام و سایر ادیان سخت به خشم آمده اند. موج محکومیت و ابراز انزجار از این اقدام تمام جهان را فرا گرفت؛ اما شرکت گوگل به بهانه آزادی بیان اعلام کرد حاضر به حذف این فیلم از یوتیوب نیست.

"مارتین جوزنبولت" مدیر گوگل اعلام کرد که انتشار فیلم توهین آمیز به رسول الله (ص) را در یوتیوب متوقف نمی کند زیرا این اقدام با  آزادی اندیشه منافاتی ندارد!

در پی بی اعتنایی "گوگل" به درخواست مسلمانان و کشورها و مشارکت در توهین به مقدس ترین ارزش مسلمانان، امروز فراخوانی در فضای مجازی با عنوان "دعوت علمای اسلام برای تحریم گوگل" منتشر شده است که استفاده از جستجوگر گوگل و سایت یوتیوب را در تمامی کشورهای اسلامی به مدت دو روز منع می کند.

روز دوشنبه و سه شنبه (۲۴ و ۲۵ سپتامبر) روز منع استفاده از این دو سرویس دهنده اینترنتی است و طبق برآوردها انتظار می رود بر اثر این ابتکار بجا، ارزش شرکت گوگل با افت قابل توجهی مواجه شده و خساراتش به میزانی نزدیک به ۲۱۰ میلیون دلار برسد.

وبلاگ یاران مهدی(عج) نیز همراه و همصدا با این فراخوان ارزشی، از عموم مخاطبان مؤمن و ارزشمدار خود دعوت می کند که به تحریم یادشده بپیوندند.




طبقه بندی: عمومی، افشاگری و سیاست،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 03:54 ب.ظ ] [ حمزه علینقی ]

عملیات ویژه اسرا علیه منافقین

خاطرات غربت اسارت آن هم در چنگال سربازان بعثی. از طرفی هم افرادی که نام خودشان را به اصطلاح مبارزین در راه آزادی می‌گذاشتند و منافقینی بیش نبودند. و برای اذیت و آزار رزمندگان اسلام دست از هیچ کاری نمی‌کشیدند:

در اردوگاه شماره 18، بخشی به نام «سوله» بود. حدود شصت نفر از ما را به داخل سوله‌ها بردند. مثل یک شهرک بزرگ نظامی بود.

اردوگاه 18، سه بخش داشت: ملحق، قلعه و سوله. وارد سوله که شدیم، حیرت کردیم. باورنکردنی بود. به ‌وسعت یک شهرک بود. عراقی‌ها یک بخش از سوله را در اختیار جاسوس‌ها قرار داده بودند. جاسوس‌های منافق هم لباس آبی بر تن داشتند. با جاسوسی و لو دادن رزمندگان اسیر به عراقی‌ها خدمت می‌کردند و مزدشان این بود که عراقی‌ها یک گوشه سوله را برای آن‌ها تجهیز کرده بودند. نوع غذا و امکانات آن‌ها نیز فرق داشت. یک دستگاه کولر در اختیارشان گذاشته بودند و وقتی همه ما از گرمای طاقت‌فرسای داخل سوله هفتصد نفری، می‌پختیم و نفس‌ها‌ی‌مان به شماره می‌افتاد، جای آن‌ها خنک بود؛ یک سوله بزرگ، با ششصد یا هفتصد نفر اسیر که نه هواکشی داشت و نه پنجره‌ای. تنها یک در ورودی داشت.

بدن‌ها عرق می‌کرد و بوی عرق بدن فضا را پر می‌کرد. در چنین فضایی، جاسوس‌ها زیر کولر، از سرما می‌رفتند زیر پتو. از طرفی چون مورد حمایت نیروهای بعثی بودند، کسی جرأت نزدیک شدن به آن‌ها را نداشت. عراقی‌ها سربازها را خیلی اذیت می‌کردند. از طرفی جاسوس‌ها هم اذیت و آزارشان می‌دادند. کم‌کم به فکر افتادیم که یک حالی به جاسوس‌ها بدهیم.

اواخر بهار بود و جام جهانی فوتبال هم آغاز شده بود. عراقی‌ها یک تلویزیون توی سوله آورده بودند و شب‌ها همه بچه‌ها زل می‌زدند به صفحه تلویزیون. هیچ‌کس نبود که شب‌ها پای برنامه فوتبال ننشیند. بچه‌های شمالی توی جمع ما زیاد بودند. یک شب همه بچه‌های سوله، گرم تماشای فوتبال بودیم که ناگهان تلویزیون عراق، برنامه فوتبال را قطع کرد و مجری عراقی اعلام کرد: «در شمال کشور ایران یک زلزله شدید رخ داده و همه مردم رودبار و منجیل زیر آوار مانده‌اند».

‌آن‌هایی که اهل رودبار و منجیل بودند یا بستگانی در آن شهرها داشتند، بهت‌زده و ناراحت شدند و اوضاع سوله به‌هم ریخت؛ غوغایی شد.

دیدن صحنه‌های ویرانی شهرها و کشته شدن زن و بچه‌ها، دربه‌دری مردم، شیون زن و کودک، همه را عزادار کرد. تلویزیون عراق مرتب صحنه‌های دل‌خراش را نشان می‌داد. فاجعه آن‌قدر بزرگ بود که اصلا نمی‌شد تحمل کرد. بچه‌های کوچک را نشان می‌داد که چگونه آن‌ها را از زیر آوار بیرون می‌کشند. صحنه‌های بسیار دل‌خراشی بود. همه عزادار شدیم. در حین گریه‌ و زاری، جاسوس‌ها شروع کردند به شادی و کف زدن و هورا کشیدن. این دیگر غیر قابل تحمل بود. باید کاری می‌کردیم. فشار روحی و درد کشته شدن بچه‌های معصوم، ویرانی خانه‌های مردم، درد اسارت و دل‌تنگی و غربت، قصه تلخ آوارگی مردم شمال ایران، داغ دل ما را هزار برابر کرد.

روز بعد از حادثه، یک جلسه فوری و اضطراری تشکیل شد. حمید هوشیار سرتیم ما چهل نفر از لباس زردها بود که در یک جا زندگی می‌کردیم و همیشه خدا هم با هم بودیم. هر مجموعه، یک فرمانده عملیاتی داشت. همان سلسله مراتب که در گردان داشتیم، این‌جا هم رعایت می‌شد. هر فرمانده برای خودش یک پیک داشت و ما فقط تحت امر یک نفر بودیم. بقیه بچه‌های دیگر را نمی‌شناختیم. حمید آدم باهوش، کار بلد و ورزشکاری بود و بچه‌ها از او تبعیت می‌کردند.

بیست، سی نفری از لباس آبی‌ها که سرباز بودند هم به جمع ما اضافه شدند؛ از جمله فتح‌علی محمدی، اهل میانه و یک سرباز هم به‌نام قدرت. این دو نفر راه و رسم بسیجی داشتند و با ما انس گرفته بودند. بلندقامت و ورزش‌کار هم بودند. با این‌‌که اسارت، انسان را خمیده، خرد و خسته می‌کند، اما در مواقع ضروری، بچه‌ها به‌شدت از خود واکنش نشان می‌دادند. به تناسب اندام هر کدام از بچه‌ها، روی آن‌ها اسم گذاشته بودیم: یکی کلاش، یکی توپ 106، خمپاره‌انداز، فانتوم...

عملیات به‌شدت محرمانه و فوق‌سری بود. قرار گذاشتیم در یک وقت مناسب، یک حال اساسی به مزدوران وطن‌فروش بدهیم. عصرها هوا که به‌شدت گرم می‌شد، جاسوس‌ها می‌رفتند جلوی کولر. آن‌قدر سردشان می‌شد که روی سرشان پتو می‌کشیدند و راحت می‌خوابیدند. می‌دانستیم که بیش‌تر از ده دقیقه فرصت نداریم. باید با تمام قوا قبل از هجوم عراقی‌ها، تا جان داشتند، حسابی کتک‌شان می‌زدیم. نباید کسی سالم از معرکه فرار می‌کرد. بنا شد گروهان، عملیات برق‌آسایی انجام دهد که هیچ‌کدام نتوانند از زیر پتو سرشان را بیرون بیاورند. می‌دانستیم که بعد از این کار، عراقی‌ها ما را به‌شدت مجازات خواهند کرد.

بنا شد فردا عصر که جاسوس‌ها همه به خواب ناز فرو رفتند، با رمز «یا علی‌ بن‌ ابی‌طالب(ع)»، طرح عملیاتی ذوالفقار را پیاده کنیم. حال غریبی پیدا کردیم. بچه‌ها دل‌شان لک زده بود برای یک عملیات. قرار بود نماز را که خواندیم، با استفاده از اصل غافلگیری، روی سرشان هوار شویم. می‌خواستیم تا عراقی‌ها حمله نکرده‌اند، حسابی کتک‌شان بزنیم و دمار از روزگارشان دربیاوریم. کم‌کم وقت موعود فرا می‌رسید. بچه‌ها یکی‌یکی در گوش هم یا علی می‌گفتند و از جا می‌پریدند. هیچ‌کس در آن سوله ششصد نفری، نمی‌دانست تا لحظاتی دیگر اتفاق بزرگی خواهد افتاد. می‌دانستیم که دل همه را شاد خواهیم کرد. همه در موقعیت خود قرار گرفته بودند.

حمید هوشیار، فرمانده عملیات، یک قدم جلو گذاشت و فریاد کشید: «یا علی ابن ابی‌طالب(ع)» و ما پنجاه نفر بلافاصله پریدیم رو سروکول جاسوس‌ها که زیر پتو جا خوش کرده بودند. یک سری از بچه‌ها هم در پشت صحنه فریاد می‌کشیدند «یا علی». بچه‌ها محکم با مشت و لگد، تو سر و صورت و شکم مزدوران دشمن می‌کوبیدند. دیگر به آن‌ها فرصت ندادیم سر بلند کنند. یک‌مرتبه سوله از جا کنده شد و سربازان سوله، دسته دسته به ما ملحق شدند. همه سوله پر بود از کینه آن جاسوسان. تمام بغض‌های فرو خورده را سرشان خالی کردیم. چنان کتکشان زدیم که موقع اسیر شدن هم از دست ارباب‌شان، این همه کتک نخورده بودند. فرصت نفس کشیدن از آن‌ها گرفته شد، چه رسد به فریاد. عراقی‌ها ریختند داخل سوله و ما را با مشت و لگد بیرون بردند. ما را بردند توی محوطه و یک گله قلچماق عراقی ریختند روی سرمان و تا جان داشتیم، کتک‌مان زدند. هیچ‌وقت در طول اسارت، این همه کتک نخورده بودیم.

تبعید شدیم به قلعه که یک محوطه دل‌گیر و کسالت‌آور بود؛ زندانی درون زندانی دیگر. زندان ما کوچک و تاریک بود. نه پنجره‌ای داشت، نه جایی برای نشستن و خوابیدن. توی ده متر جا، حدود سی نفر می‌شدیم. یک در آهنی زمخت داشت که یک پنجره کوچک روی آن بود؛ حدود بیست در سی سانت، با نرده‌های ضخیم. همه باید سر پا می‌ایستادیم. نمی‌شد نشست یا استراحت کرد؛ چون جا نبود. اما اهمیت نداشت. سخت‌تر از این روزها را گذرانده بودیم.

یکی، دو ساعت که گذشت، نفس‌ها به شماره افتاد. سی نفر آدم در یک اتاق تنگ در هوای گرم و سوزان. بچه‌ها کم‌کم بی‌رمق شدند. می‌دانستیم این عملیات، تاوان سختی دارد که باید پس می‌دادیم. ثانیه‌ها به‌سختی سپری می‌شد. هر ثانیه یک ماه، هر دقیقه، یک سال و هر روز یک قرن به‌نظرمان می‌رسید. به‌سختی نفس می‌کشیدیم. آن‌هایی که ته سلول بودند، به‌خاطرکمبود اکسیژن، بدن‌شان لمس شد و صورت‌هاشان کبود.

سی ساعت تمام روی پای زخمی و گلوله خورده ایستاده بودیم. هر یک از بچه‌ها، زخمی از جنگ داشت. برای هرکدام، یک دقیقه وقت گذاشته بودیم که بیاید جلوی آن پنجره کوچک و نفسی تازه کند و ریه‌های خسته را از اکسیژن پر کند.

نوبت‌به‌نوبت نفس تازه می‌کردیم که نمیریم. عصر بود. همه بی‌رمق و بی‌حس شده بودیم. وقت نماز بود و نیایش به درگاه سبحان. عجب غربتی داشت اسیری. نماز مغرب را با حضور قلب، بدون رکوع و سجده و وضو، بدون سجاده و مهر خواندیم. نماز که ادا شد، مشغول ذکر و نیاز بودیم که یک‌مرتبه مثل این‌که یک لشکر نیروی بسیجی، روی شانه خاک‌ریز فریاد یا فاطمه الزهرا، کشیده باشند، اردوگاه لرزید و شب را شکست.  به‌حدی بلند و با صلابت بود که تن ما هم به لرزه افتاد، چه برسد به عراقی‌ها که غافل‌گیر شدند. دشمن به‌شدت از عملیات معنوی بچه‌ها هراس داشت. سربازان عراقی به داخل قلعه حمله کردند و نعره‌‌کشان با قنداق تفنگ به نرده‌ها می‌کوبیدند. اما مگر بسیجی‌ها ساکت می‌شدند؟ صداها در هم آمیخت و بچه‌ها دو، سه ساعت یک‌صدا فریاد یا زهرا(س) سر دادند. هول‌و‌هراس افتاده بود توی دل عراقی‌ها. فرمانده عراقی نعره می‌کشید و سرباز‌ها وحشت‌زده و هراسان از این‌سو به آن‌سو می‌دویدند. نیمه‌های شب بود که عراقی‌ها تسلیم شدند. بچه‌ها گفتند تا زندانی‌ها را آزاد نکنید، ما آرام نمی‌شویم. فریاد غریبانه یا زهرا(س) کار خودش را کرد و صبح خیلی زود، آزاد شدیم.

نویسنده: غلامعلی نسائی

 




طبقه بندی: عمومی،
[ شنبه 1 مهر 1391 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ حمزه علینقی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
یاران مهدی