تبلیغات
وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف

وبلاگ دوستداران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف
نویسندگان
عکس
خائنین و مطرودین اسلام
اقتدار ایران و حامیان اسلام
نظر سنجی
طراحی جدید وبلاگ ...




لینک دوستان
لینک های مفید

1 . عباس بن علی بن ابی‌طالب‌: وی كه بعدها نسل و نوادگانش او را سقّامی‌نامیدند، مردی زیباچهره و بلند قامت بود كه وقتی سوار اسب می‌شد،پایش به زمین می‌رسید. عباس پرچمدار سپاه امام حسین ـ علیه السلام ـ بود وآنچنان كه امام باقر ـ علیه السلام ـ فرموده است قاتلان وی زید بن رقاد جَبنّی وحكیم بن طفیل سِنْبسی از قبیله طی بودند. وی زمان شهادت 34 سال‌داشت‌.شیخ مفید نوشته است‌: وقتی عباس فراوانی كشته‌های یاران امامحسین ـ علیه السلام ـ را دید، به برادران خود یعنی فرزندان ام‌البنین گفت‌:پیش بروید تا ببینم كه برای خدا و رسول‌ِ او نصیحت كردید. پس از آن همراه‌حسین بن علی به سمت فرات رفتند تا آب بردارند كه سپاه عمر بن سعد مانع‌آنان شدند. اینجا بود كه یكی از كوفیان تیری انداخت كه به دهان امام حسین ـ علیه السلام ـ اصابت كرد.

امام با دست خود آن تیر را بیرون كشیده‌، خونش رابه آسمان پرتاب كرد و در حق دشمن نفرین كرد. در این وقت‌، دشمن عباس رامحاصره و از امام حسین ـ علیه السلام ـ جدا كردند. عباس یك تنه می‌جنگید تاافتاد. زمانی كه افتاد و به دلیل جراحات نتوانست حركت كند، زید بن ورقاء وحكیم بن طفیل او را كشتند. بلاذری در جای دیگری می‌گوید: برخی برآنند كه‌حرملة بن كاهل اسدی والبی‌، با كمك گروهی از سپاه‌، عباس بن علی بن‌ابی‌طالب را كشته‌، بدنش را پایمال كردند (و تعاوروه‌)؛ آن گاه حكیم بن طفیل‌طائی لباس عباس را از تنش درآورد. همین حرمله تیری هم به امام حسین ـعلیه السلام ـ انداخت كه به لباس آن حضرت اصابت كرد.

ابوالفرج اصفهانی به‌نقل از امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ می‌نویسد: مادر این چهار فرزندـ ام‌البنین‌ ـ به بقیع می‌آمد و ناله‌ها و گریه‌های سوزناكی سر می‌داد؛ به طوری كه‌مردم اطراف او اجتماع می‌كردند؛ حتی مروان بن حكم برای تماشا می‌آمد ودر كنار بقیه به ناله و ندبه او گوش فرا می‌داد. ابوالفرج خبری هم از قاتل عباس‌نقل كرده است كه بعدها صورتش سیاه شده‌، می‌گفت‌: این پس از آنی بود كه جوانی از بنی هاشم را كه روی پیشانیش آثار سجود بوده‌، به قتل رساند.

2 . جعفر بن علی بن ابی‌طالب‌: (فرزند ام‌ّ البنین نوزده ساله‌) توسط هانی بنثُبَیت حضرمی كشته شد. در روایت امام باقر ـ علیه السلام ـ آمده است كه‌خولی بن یزید اصبحی‌، قاتل جعفر بن علی بوده است‌.

3 . عبدالله بن علی بن ابی‌طالب‌: (فرزند ام‌ّ البنین و 25 ساله‌) وی به دست هانی‌بن ثُبَیت حضرمی كشته شد. بلاذری نیز همین شخص را كشنده عبدالله بن‌علی دانسته و افزوده است كه وی سر او را آورده بود.

4 . عثمان بن علی بن ابی‌طالب‌: (فرزند ام‌ّ البنین‌). وقتی به میدان رفت‌، ابتداخولی بن یزید تیری به او زد و سپس مردی از طایفه ابان بن دارم او راكشت‌.مادر هر چهار نفر گذشته‌، ام‌البنین عامریه از آل وحید بود. دینوری بااشاره به این مطلب می‌نویسد: اینان از برابر امام حسین ـ علیه السلام ـ عبوركردند (یقونه بوجوههم و نحورهم‌) و سر و گردن را سپر بلای او قرار دادند.آنگاه هانی بن ثبیت بر عبدالله حمله كرده او را كشت‌. آنگاه بر جعفر حمله‌كرد، او را نیز كشت‌. [خولی‌] بن یزید اصبحی‌
ج‌هم تیری به عثمان بن علی زد واو را كشت‌. سپس سر او را از تنش جدا كرده نزد ابن سعد آورد و جایزهخواست‌. ابن سعد گفت‌: از امیرت ـ یعنی ابن زیاد ـ بگیر. نوشته‌اند: عثمان‌همچنان اطراف امام حسین ـ علیه السلام ـ بوده‌، در دفاع از او می‌جنگید و هرطرف كه امام می‌رفت‌، او هم می‌رفت تا كشته شد.

5 . ابوبكر بن علی بن ابی‌طالب‌: ابن سعد از قاتل او یاد نكرده‌، اما دینوری نوشته است كه وی با تیر عبدالله بن عقبة الغنوی‌به شهادت رسید. ابومخنف‌خبر كشته شدن وی را آورده اما افزوده است‌: و قد شُكّ فی قَتَله‌. از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه وی به دست مردی از طایفه همدان كشته شد.

6 . محمد اصغر بن علی بن ابی‌طالب‌: وی نیز به دست مردی از طایفه ابان بن‌دارم كشته شد. این خبر از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است‌.

7 . علی اكبر: (فرزند ام‌لیلی و متولّد در زمان عثمان‌) بن حسین بن علی كهتوسط مرة بن منقذ بن نعمان عبدی‌ [عبدالقیس‌] كشته شد. ابومخنف‌، بلاذری و دینوری می‌گویند: نخستین كشته از اهل بیت‌، علی اكبر بود. ابن اعثم‌نخستین شهید را از این خاندان عبدالله بن مسلم بن عقیل دانسته است‌. ابن سعد می‌نویسد: مردی از اهل شام‌، علی اكبر را صدا كرد. مادر علی اكبر، آمنة‌دختر ابومرة فرزند عروة بن مسعود ثققی بود. مادر آمنه‌، دختر ابوسفیان بود.این مرد شامی به جهت خویشی علی اكبر با آل‌ابی‌سفیان گفت‌: تو قرابتی بایزید داری‌. اگر بخواهی تو را امان می‌دهیم‌؛ هر كجا دوست داشتی می‌توانیبروی‌. علی اكبر پاسخ داد: لقرابة رسول الله (ص‌) كانت أولی أن تُرْعَی من‌قرابة أبی‌سفیان‌. آنگاه این رجز را خواند:

أنا علی‌ُّ بن حُسَین بن علی‌
نحن و رب‌ّ البیت أولی بالنبی‌ّ
تاللّه لا یَحْكُم فینا ابن الدعّی‌
أضرب بالسّیف أُحامی عن أبی‌
تاللّه لا یحكم فینا ابن‌ُ الدّعی‌

وی سپس به سوی دشمن رفت‌. (گویا دست كم یك بار حمله كرد و نزد پدرب ازگشت و مجددا حمله كرد. در این وقت‌) مردی از عبدالقیس با نام مُرّة بن‌منقِذ بن نعمان در حالی كه علی اكبر نزدیك پدرش ایستاده بود بر او حمله كردو ضربتی سخت بر وی وارد آورد. امام حسین ـ علیه السلام ـ نزد فرزندش‌آمد و گفت‌: قتلوك یا بُنی‌ّ! علی الدنیا بعدك العفا، ای فرزندم تو را كشتند. بعد ازتو خاك بر سر دنیا؛ آنگاه او را به خود چسباند تا آن كه از دنیا رفت‌. با شهادت‌علی اكبر، زینب (س‌) سراسیمه از خیمه بیرون آمد و فریاد می‌زد: وا أُخیّاه‌!یابن أُخیّاه‌! وی آمد تا خود را روی جنازه علی اكبر انداخت‌.

امام حسین ـ علیه‌السلام ـ دستش را گرفت و او را به خیمه بازگرداند. آنگاه به جوانانی كه نزدیكش بودند فرمود: برادرتان را بردارید. آنان او را برداشته در برابرخیمه‌ای كه در مقابلش می‌جنگیدند، گذاشتند. مطالب فتوح تا اندازه‌ای بامنابع دیگر متفاوت است و دشواری‌هایی دارد. وقتی علی اكبر كه به نقل وی‌هیجده ساله بوده‌، به میدان رفت‌، امام حسین ـ علیه السلام ـ سر بر آسمان برداشت و گفت‌: الّلهم أشْهِد علی هؤلاء القوم‌! فقد برز الیهم غلام أشبه القوم‌خَلقًا و خُلقًا و مَنطقًا برسول اللهّ‌. علی اكبر به میدان رفت‌، جنگید تا آن كه شامیان از دست او به ناله و فغان آمدند.علی اكبر كه جراحات فراوانی برداشته‌بود، به سوی پدر بازگشت و اظهار كرد: چندان تشنه است كه نزدیك است ازتشنگی بمیرد! امام حسین ـ علیه السلامب ـ گریه كرد و فرمود: عزیزم‌! قدری‌دیگر بجنگ‌؛ به زودی از دست جدّت سیراب خواهی شد. علی اكبر حمله كردتا كشته شد.

8 . عبداللّه بن الحسن بن علی ـ علیه السلام ـ : مادر وی دختر سلیل بن عبدالله‌(برادر جریر بن عبدالله بجلی‌) بود. به نقل از امام باقر ـ علیه السلام ـ قاتل وی‌حرملة بن كاهل اسدی بوده است‌. ابن اعثم از رجز و شهادت او یاد كرده است‌:

ان تُنْكرونی فأنَا فَرْع الحسن‌
سِبْط‌ُ النبی‌ّ المصطفی و المؤتمن‌

9 . جعفر بن حسین بن علی‌.

10 . ابوبكر بن الحسن بن علی‌: دو نفر اخیر به دست عبدالله بن عُقْبة الغنوی‌كشته شدند. روایت امام باقر ـ علیه السلام ـ در باره ابوبكر بن حسن نیز چنین‌است‌. عُمَری نسّابه‌، عالم قرن پنجم نوشته است كه ابوبكر كنیه عبدالله بن‌حسن بوده كه در كربلا كشته شد و خونش در بنی غنی است و حسین بن علی ـعلیه السلام ـ سكینه را به عقد وی درآورده بود.

11 . عبدالله بن حسین‌: (فرزند رباب دختر امرؤالقیس‌) توسط حرمله‌كاهلی‌از طایفه بنی‌اسد كشته شد. ابن سعد در جای دیگری در باره عبداللهنوشته است‌: كودكی از كودكان حسین دوید تا آن كه در دامان امام حسین ـ علیه‌السلام ـ نشست‌؛ در این وقت مردی تیری انداخت كه به گلوی او اصابت كردو او را كشت‌. در این وقت حسین گفت‌: الّلهم ان‌ّ كنْت‌َ حبسْت‌َ عنّا النّصر،فاجعَل‌ْ ذلك لما هو خیر فی العاقبة و انْتَقِم لنا من القوم الظّالمین‌.
بلاذری هم از عبدالله بن حسین یاد كرده است كه حرملة بن كاهل والبی تیری‌بر او انداخت و او را كشت‌. ابومخنف می‌نویسد: زمانی كه حسین بن علینشست (و نتوانست روی پا بایستد و نبرد كند) كودكی به سمت وی آمد وروی زانوی آن حضرت نشست كه گویند عبدالله بن حسین بوده است‌.ابومخنف می‌گوید: عقبة بن بشیر اسدی به من گفت‌: امام باقر ـ علیه السلام ـ به‌من فرمود: یك خون از ما در میان شما بنی اسد هست‌. من گفتم‌: خدای شما رارحمت كند، گناه من چیست‌؟ و آن خون كدام است‌؟ امام باقر ـ علیه السلام ـفرمود: كودكی از حسین به سوی او آمد و در دامن او نشست‌؛ در همان حال‌یكی از شما بنی‌اسد تیری انداخت و او را كشت‌. امام حسین ـ علیه السلام ـخون را گرفت و وقتی دستش پر شد، آن را به آسمان پرتاب كرد و گفت‌: خدایااگر نصرت خود را بر ما نفرستادی این را در جایی كه خیر است قرار ده و انتقام‌ما را از ستمكاران بگیر.
ابن سعد جای دیگری از فرزند سه ساله امام حسین ـ علیه السلام ـ یاد می‌كندكه در جریان تیرباران عمومی دشمن به سمت امام حسین ـ علیه السلام ـمی‌آمد، و آن گاه كه تیرها از چپ وراست حضرت رد می‌شد، تیری به این‌كودك اصابت كرد. كسی كه تیر زد عقبة بن بشر اسدی بود.
به احتمال آنچه در باره عبدالله بن حسین گفته شده‌، مربوط به كودكی از امام‌حسین ـ علیه السلام ـ است كه در برخی از منابع‌، همان علی‌ّ بن الحسین‌الاصغر است كه میان شیعیان به همین نام شهرت دارد. اما نقلی كه در میان‌شیعه رایج است‌، از فتوح ابن اعثم گرفته شده و در مآخذ كهن دیگر نیامده‌است‌. ابن اعثم می‌نویسد: در این وقت برای حسین كسی نماند جز یك بچه‌هفت ساله و بچه شیرخوار دیگر. امام حسین ـ علیه السلام ـ نزدیك خیمه آمدو گفت‌: این طفل را به من بدهید تا با او وداع كنم‌. بچه را گرفت‌، او را بوسیدو گفت‌: ای فرزندم‌! وای بر این مردم‌، وقتی كه در قیامت‌، خصم آنان محمدباشد.

در این وقت تیری زدند كه به گلوی علی اصغر خورد. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از اسب پایین آمد؛ با شمشیر خود جایی را حفر كرده‌، بر او نمازخواند و دفنش كرد. بعد ایستاد و اشعاری خواند كه هفده بیت است‌! یعقوبی‌اشاره‌ای اجمالی به این رخداد دارد. وی می‌نویسد: طفلی را كه همان ساعت‌متولد شده بود! به دست امام حسین ـ علیه السلام ـ دادند تا در گوش او اذان‌بگوید. در همان حال تیری آمد و در گلوی آن بچه فرو رفت‌. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ تیر را درآورد و گفت‌: واللّه لانت أكرم علی اللّه من النّاقة‌. به خداسوگند ارزش تو از ناقه (صالح‌) بیشتر است‌. در ارشاد شیخ مفید در این باره‌مطلبی نیامده است‌. عمری نسابه‌، عالم علوی نسب شناس قرن پنجم هجری‌ نیز دو علی برای امام حسین ـ علیه السلام ـ می‌شناسد. علی اكبر كه در طف به‌شهادت رسید و علی اصغریعنی امام سجاد ـ علیه السلام ـ كه زنده ماند.
به هر روی‌، این كه عبدالله بن الحسین‌، یعنی همان كه به گفته مورخان در دامان ‌پدر در كربلا توسط حرمله تیر خورد و به شهادت رسید، همان علی اصغرباشد، كاملا محتمل است‌؛ به ویژه كه نامگذاری به «علی‌» بیش از آن كه نام كودك باشد، برای تیمّن و تبرّك به نام جدشان بود كه برای فرزندان بكارمی‌رفت و همزمان می‌توانست نام عبدالله را نیز داشته باشد. البته این یك احتمال است‌. شیخ مفید از عبدالله بن حسن بن علی یاد كرده است كه در وقت‌تنهایی امام حسین ـ علیه السلام ـ به سوی آن حضرت دوید. امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از زینب (س‌) خواست تا او را نگاه دارد؛ اما كودك گفت كه از عمویش‌جدا نمی‌شود.

وقتی ابجر بن كعب خواست شمشیری به امام بزند، كودكدستش را بالا آورد. شمشیر به دستش خورده‌، قطع شده و به پوست آویزان‌شد. این روایت در لهوف نیز آمده و در تصریح شده است كه حرملة او را كه دردامان عمویش نشسته بود، با تیر زد. در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است‌: السلام علی عبداللّه بن الحسن الزّكی لعن الله قاتله و رامیه حَرْملة بن كاهل‌الاسدی‌. آیا ممكن است عبدالله بن حسین‌، همان عبدالله بن حسن باشد؟ دررساله فضیل رسان ـ از اصحاب امام باقر و صادق 8 ـ كه فهرست شهدای‌كربلاست از عبدالله بن الحسین و عبدالله بن الحسن هر دو یاد شده است‌.

12 . قاسم بن حسن‌: وی توسط سعید بن عمرو ازْدی كشته شد. ابن سعدمی‌نویسد: این بچه در حالی كه پیراهنی پوشیده بود و كفشی بر پا داشت كه بند لنگه چپ آن پاره شده و به پایش آویزان بود، به میدان آمد. عمرو بن سعیدازدی‌[!] بر او ضربتی زد كه وی افتاد و در همان حال عمویش را صدا زد. امام‌حسین ـ علیه السلام ـ بر عمرو حمله كرد و عمرو كه دستش را بالا آورده بودتا از خود دفاع كند، دستش از مرفق قطع شد. در این بین‌، كوفیان برای نجاتعمرو هجوم آوردند كه در اثر این هجوم و فشار عمرو زیر دست و پای اسبان‌كشته شد. امام حسین ـ علیه السلام ـ بالای سر قاسم ایستاد و گفت‌: عزّ علی‌عمِّك أن تدعوه فلایُجیبك، أو یُجیبك فلا یَنْفعك. بر عمویت دشوار است كه‌او صدا بزنی و نتواند پاسخت را بدهد، یا اگر پاسخ دهد، سودی برای تونداشته باشد. آن گاه امام حسین ـ علیه السلام ـ دستور داد تا قاسم را به خیمه‌آورده‌، نزد بدن علی اكبر گذاشتند.

ابومخنف گزارش شهادت قاسم را از زبان‌حُمَید بن مُسلم اَزْدی‌، مفصّل‌تر آورده است‌: نوجوانی به میدان آمد، صورتش‌چون ماه‌؛ در دستش شمشیر، پیراهن بر تن و كفشی كه بند تای چپش باز بود،بر پا داشت‌. عمرو بن سعد بن نفیل گفت‌: من به او حمله می‌كنم‌. حُمَید گوید:به او گفتم‌: سبحان الله‌! چرا تو؛ كسانی هستند كه از تو كفایت می‌كنند. گفت‌: به‌خدا به او حمله می‌كنم‌. وی حمله كرده‌، شمشیری بر سر آن نوجوان نواخت‌.غلام با صورت به زمین افتاد و عمویش را صدا كرد. حسین مانند شیری خودرا بالین او رساند. آن حضرت ضربتی حواله عمرو كرد و زمانی كه عمرودستش را جلوی شمشیر گرفت‌، از مرفق قطع شد.

فریادی كشید و كوفیان‌آمدند تا او را از دست امام حسین ـ علیه السلام ـ نجات دهند كه در آن حیص وبیص زیر پای اسبان كشته شد. حسین بالین آن نوجوان آمد، در حالی كه‌پاهایش را تكان می‌داد و روی زمین می‌كشید. امام حسین ـ علیه السلام ـ گفت‌:دور باشند از رحمت خدا مردمانی كه تو را كشتند. در قیامت كسی جز جدّ توخصم آنان نخواهد بود. بعد گفت‌: عزّ واللّه علی عمّك أن تدعوه فلایُجیبك أویُجیبك ثم لایَنفعك. آن گاه وی را در بغل گرفت و سینه او را به سینه‌اش‌چسباند. سپس وی را آورد و نزد فرزندش علی اكبر و دیگر كشته‌هایی كه ازاهل بیتش در آنجا بودند، گذاشت‌. پرسیدم‌: این نوجوان كه بود؟ گفتند: قاسم‌بن حسن بن علی بن ابی‌طالب‌.

13 . عون بن عبدالله بن جعفر: توسط عبدالله بن قُطْبة الطائی كشته شد.بلاذری هم می‌گوید كه عون توسط عبدالله بن قطبه كشته شد. دینوری از عدی [عون‌] ابن عبدالله بن جعفر ‌ یاد كرده كه به دست عمرو بن نهشل كشته شده‌است‌.مادر عون بنا به نقلی «جمّانه‌» دختر مسیب بن نجبه فزاری و بنا به نقل‌دیگر، زینب دختر علی بن ابی‌طالب ـ علیه السلام ـ بوده است‌.

14 . محمد بن عبدالله بن جعفر: توسط عامر بن نهشل تمیمی كشته شد.
ابن سعد می‌گوید: دو فرزند عبدالله بن جعفر به همسر عبدالله بن قطبة الطائی‌پناه بردند، در حالی كه بالغ نبودند. عمر بن سعد اعلام كرده بود: هر كس سری‌بیاورد هزار درهم خواهد گرفت‌. عبدالله بن قطبه به منزل رفت‌. همسرش به‌او گفت‌: دو كودك به ما پناه آورده‌اند، دوست داری منت بر آنان بگذاری و آنان‌را به مدینه به خانواده‌شان بسپاری‌؟ گفت‌: آری به من نشانشان ده‌.

وقتی آنان را دید، سرشان را از تنشان جدا كرد و سرها را نزد عبیدالله برد كه چیزی به اونداد (و به روایت بلاذری حتی دستور ویران كردن خانه‌اش را هم داد!) این‌همان حكایتی است كه شیخ صدوق برای فرزندان مسلم بن عقیل روایت كرده‌است‌. بلاذری هم به روایتی دیگر به اختصار در دو سطر خبر این دو كودك راكه آنان را از عبدالله بن جعفر دانسته‌، مانند آنچه را كه ابن سعد آورده‌، گزارش‌كرده است‌.

15 . مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب‌: نماینده امام حسین ـ علیه السلام ـ در كوفه كه‌به دستور عبیدالله بن زیاد در هشتم ذی حجه سال 60 كشته شد.

16 . جعفر بن عقیل‌: توسط بشر بن حَوَط همدانی یا عروة بن عبدالله خثعمی‌كشته شد. بلاذری نفر دوم را قاتل جعفر دانسته‌، و دینوری هم می‌نویسد:عبدالله بن عروه خثعمی با تیری او را كشت‌. روایت امام باقر ـ علیه السلام ـ نیز چنین است‌.

17 . عبدالرحمان بن عقیل توسط عثمان بن خالد بن اسیر جهنی و بِشْر [بشیر] بن حَوَط قایضی‌ كشته شد. در انساب نام قاتل‌، نشر بن شوط عثمانی ضبط‌شده است‌!

18 . عبدالله اكبر بن عقیل به دست عمرو بن صبح الصّدائی كشته شد. مدائنی‌قاتل او را عثمان بن خالد جهنی و مردی از همدان دانسته است‌.

19 . عبدالله بن مسلم بن عقیل‌: توسط عمرو بن صبح (صبیح‌) الصّدائی یا اسیدبن مالك حضرمی كشته شد. این سخن ابن سعد است‌. در حالی كه بلاذری ودینوری نوشته‌اند: عمرو بن صبیح الصیداوی (به تفاوت نام پدر و لقب اوتوجه كنید) او را با تیر زد و پس از آن مردم كوفه بر سر عبدالله ریخته وی راكشتند.

ابومخنف پس از خبر شهادت علی اكبر می‌نویسد: عمرو بن صبیح صدائی‌عبدالله بن مسلم را با تیر زد، به گونه‌ای كه دستش با تیر به صورتش چسبید.پس از آن تیر دیگری بر قلب او زد. بلاذری از رقاد الجنبی یاد كرده است كه‌بعدها می‌گفت‌: یكی از جوانان آل حسین را چنان تیری زدم كه همان طور كهدستش روی صورتش بود، دستش به صورتش چسبید؛ و پس از بیرون كشیده‌شدن تیر، هنوز نوك تیر یعنی پیكان آن در صورتش باقی مانده بود.

20 . محمد بن ابی‌سعید بن عقیل توسط لَقیط بن یاسر جُهَنی كشته شد.دینوری نام او را محمد بن عقیل بن ابی‌طالب یاد می‌كند كه لقیط بن ناشرجُهَنی با تیر او را كشته است‌.

21 . مردی از آل ابولهب و طبعا هاشمی كه نامش روشن نشد.

22 . ابوالهیّاج از نوادگان ابوسفیان بن‌حارث بن‌عبدالمطّلب كه شاعر هم بوده‌در كربلا به شهادت رسیده است‌.

23 . سلیمان غلام آزاد شده امام حسین ـ علیه السلام ـ كه به دست سلیمان بن‌عوف حضرمی كشته شد. پیش از این گذشت كه وی حامل نامه امام به شیعیان‌بصره بود، و در آنجا به دستور ابن زیاد كشته شد.

24 . مَنْجح (یا مُنْجح‌) غلام آزاد شده امام حسین ـ علیه السلام ـ .

25 . عبدالله بن بُقْطر برادر رضاعی امام حسین ـ علیه السلام ـ كه در كوفه ازفراز قصر به پایین افكنده شد و به شهادت رسید.
تا اینجا نام افرادی بود كه ابن سعد یاد كرده بود. اما برخی نام‌های دیگر:

26 . عبیدالله بن عبدالله بن جعفر: ابوالفرج اصفهانی به نقل از نسابه معروف‌یحیی بن حسن علوی می‌گوید: وی نیز در طف همراه امام حسین ـ علیها السلام ـ به شهادت رسید.

27 . محمد بن مسلم بن عقیل‌: بنا به روایت ابوالفرج‌، به نقل از امام باقر ـ علیه‌السلام ـ قاتل وی ابوجرهم اَزْدی و لقیط بن ایاس جهنی‌بوده‌اند.

28 . علی بن عقیل بن ابی‌طالب‌: ابوالفرج روایتی در باره شهادت وی در كربلاآورده است‌. وی در جای دیگری‌، به نقل از محمد بن علی بن حمزه‌، خبری درباره كشته شدن ابراهیم بن علی بن ابی‌طالب در كربلا آورده و افزوده است كهدر هیچ كتاب نسبی یادی از او نیافته است‌.

29 . عبیدالله بن علی بن ابی‌طالب‌: خلیفة بن خیاط به نقل از «ابوالحسن‌»آورده است كه وی با امام حسین ـ علیه السلام ـ در كربلا شهید شد. مادر وی‌،رباب دختر امری‌ء القیس بوده است‌. گفته شده است كه این سخن خطاست‌؛زیرا وی در یوم المذار به دست اصحاب مختار كشته شد!

30 . ابوبكر بن القاسم بن حسین بن علی‌: خلیفة بن خیاط وی را نیز در جمله‌كشتگان كربلا دانسته است‌.
ابن اعثم ضمن یاد از اسامی شهدای از اهل بیت‌، و بیان ترتیب شهادت آنان‌،برای هر كدام رجزی آورده و از این حیث‌، از بقیه منابع ممتاز است‌. این اشعاربیشتر در معرفی نسب و خاندان آنان و نیز در باره امام حسین ـ علیه السلام ـ وشخصیت آن حضرت است‌. احتمال دارد كه دست كم‌، برخی از این رجزها،مربوط به زمانی بعد از حادثه كربلا باشد كه به متون تاریخی متصل شده است‌!
ـ اما كسانی از اهل بیت كه از ماجرای كربلا نجات یافتند، به نقل ابن سعد اینانند:
علی بن الحسین‌: امام سجاد ـ علیه السلام ـ كه نسل امام حسین ـ علیه السلام ـاز طریق وی باقی مانده است‌. وی در كربلا مریض و در خیمه در كنار زنان بود.علی بن الحسین كه همسرش «ام محمد دختر امام حسن ـ علیه السلام ـ » نیزهمراه كاروان بود، در این وقت بیمار بوده و سخت از وی مراقبت می‌شد.شمر ملعون با اشاره به وی گفت‌: این را هم بكشید. مردی كوفی فریاد زد:سبحان الله‌! آیا جوان نورسی را كه مریض است و نجنگیده می‌كشید؟ در این‌وقت عمر سعد گفت‌: متعرض زنان و این مریض نشوید. علی بن الحسین می‌گفت‌: در آن وقت مردی از آنان مرا پنهان كرده‌، در جایی منزل داده‌، از من نگهداری می‌كرد و هر بار كه نزد من می‌آمد و می‌رفت گریه می‌كرد؛ چنان كه‌من گفتم اگر وفایی نزد مردم مانده باشد، نزد این مرد است‌. یكباره منادی ابنزیاد فریاد زد: علی بن الحسین نزد هر كسی هست او را بیاورد و سیصد درهمبگیرد. این مرد نزد من آمد و همان طور كه گریه می‌كرد، دست مرا به گردن من‌بسته‌! می‌گفت‌: می‌ترسم‌. آن گاه مرا بیرون برده و دست بسته تحویل داده‌،سیصد درهم را گرفت‌. مرا گرفتند و نزد ابن زیاد بردند.
حسن بن حسن بن علی كه نسل او باقی است‌.
عمرو بن حسن بن علی كه نسلی از او برجای نمانده است‌.
قاسم بن عبدالله بن جعفر.
محمد بن عقیل‌.




[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ حمزه علینقی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
یاران مهدی